تبليغاتX
وطن یعنی همینجا یعنی ایران - جشن بهمنگان خجسته

وطن یعنی همینجا یعنی ایران

روز دوم ماه و يازدهم ماه سال بنام امشاسپند بهمن خوانده شده است. اين امشاسپند كه در اوستا وهومن "vohu-manah " آمده از 2 جزء تركيب يافته است. نخست وُهُوونگهو (Vanghu )كه صفت است به معني خوب و نيك است.



در فرس هخامنشي وَهو Vahu و در سانسكريت وسو Vasu خوانده مي‌شود در پهلوي وه Veh و در فارسي به شده است .جزء دوم منه Manah برابر است با واژه سانسکریت منس Manasکه در پهلوی منشن Menishn ودر فارسی منش شده است .منه از مصدر من Man در آمده كه دراوستا و فرس هخامنشي به معني انديشيدن و شناختن و به ياد آوردن و دريافتن است و برابر است با to mean انگليسي و Meinen آلماني در پهلوي منتين Mentain شده و در فارسي متروك است.

بنابر آنچه گذشت وهومنه Vohu-manah كه در پهلوي وهومن Vohu-man و در فارسي بهمن شده يعني بهمنش.

بهمن يكي از امشاسپندان يعني يكي از مهين فرشتگان مزديسني است كه چندين بار در اوستا به جاي وهومنه Vohu-manah وهيشتمنهVahishta-manah آمده يعني بهترين منش .

اك منه Aka-manah که به معني بدانديش است |، رقيب بهمن يا منش نيك است. اك در فرهنگ اوستايي به معني آسيب و گزند گرفته شده و به معني بد و زشت است . در نوشته‌هاي پهلوي چون دينکرد وبندهش بهمن نخستين آفريدة دادار است.

در اوستا دوزخ خانة دروغ ناميده شده است. بهشت هم خانة منش نيك يا بهمن خوانده شده است. و نيكوكاران در سراي بهمن (بهشت) به پاداررش ايزد مي‌رسند.

بهمن در جهان مينوي نمايندة منش نيك اهورامزداست و در جهان خاكي نگهباني چهارپايان سودمند به او سپرده شده است.

بنابراين يازدهمين ماه سال يعني بهمن با دومين روز همين ماه يعني روز بهمن مصادف است با يكي از جشن‌هاي بسيار بزرگ ايران باستان به نام جشن بهمنگان یا بهمنجه كه سال ها پس از استيلاي عرب مانند مهرگان و فروردينگان جشن گرفته مي‌شد.



عثمان مختاري در سدة ششم هجري گفته:

بهمنجه است خيز و مي‌آراي چراغ ري

                                                  تا برچينم گوهر شادي زگنج مي

اين يك دومه سپاه طرب را مدد كنیم

                                                 تا بگذرد ز صحراي فوج سپاه دي

ابوريحان بيروني در التفهيم دربارة بهمنجه نوشته است :

« بهمن روز است از بهمن ماه و بدين روزبهمن سفيد شير خالص پاك خورند و گويند كه حفظ فزايد و مردم را فرمشتي ببرد و اما به خراسان مهماني كنند و بردیگي كه اندرو از هر دانة خوردني كنند و گوشت هر حيواني كه حلال اند و آنچه اندر آن وقت بدان بقعت يافته شود از تره و نبات. »

اسدي طوسي در لغت فرس نوشته « بهمنجه‌» جشني است كه دومين روز از بهمن ماه كنند و طعامها‌ سازند و بهمن سرخ و زرد بر سر كاسه‌ها نهند و ماهي و تره و ماست آرند.

فرخي گويد :

فرخش باد و خداوندش فرخنده كناد                   ‌ عید فرخنده و بهمنجه وبهمن ماه

چنان كه ديده مي‌شود گياهي هم به نام امشاسپند بهمن خوانده مي‌شود كه در بهمن ماه يا زمستان باز مي شود و در پزشكي اين گياه معروف است درتحفة حكيم مؤمن و بحرالجواهر : بيخي سفيد يا سرخ رنگ مانند زردك و خوشبو با اندك صلابت و كجي و خارناك تعريف شده است.

همين گياه است كه در فرانسه Behen خوانده شده است و در گذشته ريشة آن را به‌ نام بهمن سرخ و بهمن سفيد در داروخانه‌هاي اروپا به كار مي‌بردند.


برگرفته از: كتاب فرهنگ ايران باستان استاد ابراهيم پورداوود

نوشته شده در ساعت توسط ایراندخت| |