وطن یعنی همینجا یعنی ایران
<< نوروز و قاجارها >> مالکوم نخستین فرستاده ی حکومت انگلیسی هندوستان به ایران بود . وی دو بار به ایران آمد و اندوخته های خود را در کتابی ارزشمند به نام (تاریخ ایران) گرد آورد.وی در این کتاب بخشی نوروزی دارد که آداب ایرانیان را در آن زمان بیان کرده است : * دوران فتحعلی شاه * رسم در ایران این است که به جهت اجرای مراسم نوروز پادشاه از شهر بیرون میرود و از وزرا و امرا و اعیان سپاه نیز هر قدر حضور دارند مستلزم رکاب میشوند. سراپرده ی پادشاهی را در فضای گسترده برپا میکنند و تخت پادشاه را در آن مینهند. در اول تحویل سال پیشکش های حکام بلاد و مالیات ولایات را میگذرانند و تا چند روز به عیش و عشرت میگذرانند. از جمله اسباب نشاط این ایام اسب دوانی است و اسبان پادشاه غالبا" بر سایر اسبان غالب می آیند و پادشاه چابک سواران را با انعام و احسان شاهانه مفتخر و مشکور می سازد... پادشاه جمیع امرای درخانه (دربار) را به تشریفات شاهانه و خلاع ملوکانه مباهی و مفتخر میسازد و هریک از امرا نیز خدمتکاران خود را علی قدر مراتبهم به جایزه و انعام خرسند و خشنود میگردانند. در جمیع اطراف مملکت این عید را میگیرند و غالبا" تا یک هفته طول می کشد اما اصل روز اول است. در این روز جمیع طبقات ناس(مردم) لباس نو میپوشند و با یکدیگر معانقه و مصاحفه میکنند و در خانه ها شیرینی میدهند... یکی از مخصوصات سلاطین ایران این است که همیشه باید یک دسته مغنی و مطرب داشته باشند و در اعیاد و ایامی که در لشکر می باشند لوای مخصوص برپا کنند. (( تاریخ ایران ، جان مالکوم ، برگردان میرزا اسماعیل حیرت ، دوهفته نامه امرداد ))






