وطن یعنی همینجا یعنی ایران
(لایارد) مینویسد که بختیاری ها با یک گویش محلی ایرانی که معمولا به زبان لری معروف است تکلم میکنند ، این لهجه بدون اینکه لغات ترکی و عربی وارد آن شده باشد ، یک گونه لهجه ی تعریف شده ی فارسی قدیم است که بختیاری ها آن را حفظ کرده اند. این لهجه که واقعا همان زبان مردم ایران باستان است بیشتر به ادبیات کنونی و زبان شاهنامه شباهت دارد... ...بختیاری ها در ادوار مختلف نقش مهمی در تاریخ کشورشان ایفا نموده اند. بختیاری ها از طایفه و اولاد کوه نشینان قدیم اند.از خون پاک ایرانیان ایرانیان میباشند.جوانان بلند و خوشگل دارند...،این طایفه شجاع و دلیر هستند و در تواریخ شجاعت و رشادت بختیاری مذکور است. زبان بختیاری در مقایسه با زبان کنونی از توانایی بالایی برخوردار است. به گونه ای که بختیاری ها بیشتر واژگان بیگانه از جمله واژگان تازی را با همان چهار واژه پارسی (گچ پژ) که در الفبای تازی وجود ندارد دگرگون میکنند مانند کلمه های تازی شکر ، فکر و مغز که در زبان بختیاری به صورت شرگ ، فرگ و مزگ در آمده اند. دلیل بنیادی دیگری که نشان میدهد زبان بختیاری همان زبان هخامنشی است،این است که کوروش بزرگ نیز به زبان کنونی بختیاری سخن میگفته است زیرا جمله ی پایانی سنگ نبشته ی آرامگاه ایشان در پاسارگاد به زبان بختیاری نوشته شده است.بدین ترتیب که وی فرموده است: (هِدُم کوروش پادشاه هخامنشی)یعنی (هستم کورش شاه هخامنشی).شایسته است بدانیم در سنگ نبشته های داریوش شاه هخامنشی نیز ایشان چندین بار خود را با همین واژه(هِدُم داریوش پادشاه هخامنشی) می شناساند. داریوش شاه رییس سازمان آب کشور را (اَو تَر) نامید که از دو کلمه ی (اَو)به چم (آب) و (تَر) به چم (دار) تشکیل میشود و(اَو تَر) به زبان امروزی آبدار میشود. همچنین یکی از شعارهای به نام پادشاهی ایشان ، که در سنگ نبشته ی بیستون نیز نوشته شده است جمله ی (زورا نی کونوم )میباشد که به زبان فارسی کنونی (ستم نمیکنم)میشود.اکنون پس از دو هزار و پانصد سال واژگان بالا (هِدُم ، اَو ،زورا نی کونوم)بدون هیچ دگرگونی در زبان ما بختیاری ها گویش میشود. در پایان سروده ای زیبا از سراینده ی نامدار بختیاری زنده یاد(پژمان بختیاری) در ستایش زبان پارسی آورده میشود. گر آگاهی از دوره ی باستان شوی خود بر این گفته همداستان زبان مایه ی برازندگی برازندگی میوه ی زندگی چرا شد زبان نیاکان ز دست ز آزادگی دیده باید ببست زبان گر برون شد ز همخانگی کشد کار خویشان به بیگانگی زبان است پیوند همکشوران درود خدا بر زبان پروران چو تازی زبان گرم بازار شد زبان نیاکان ما خوار شد برگرفته از دوهفته نامه ی امرداد درود علیمردان خان بختیاری از کسانی است که برای آزادی ایران گامی مهم برداشته است. خواستیم که در آستانه ی سال نو و همچنین سالگرد فوت ایشان از وی یادی کرده باشیم وامیدوارم که یاد علیمردان خان و دلیر مردانی همچون او همواره زنده بماند با آرزوی ایرانی آزاد علیمردان خان فرزند علیقلی خان چهارلنگ و بی بی مریم (سردار مریم بختیاری) است.پدرش در اثر توطئه های فامیلی به قتل رسید و وی کودکیش را نزد دایی های خود علیقلی خان سردار اسعد و خسروخان سردار ظفر گذراند... پس از شهادت این دلیر مرد بختیاری شعرا رثای او مرثیه ها سرودند و آهنگسازان ترانه شیرعلیمردان را ساختند: مو لُرِ بَلیط خوروم هف سال چوپونُم گَر زَنیم وِ قِرقِره مو مشقِ ندونم معنی: من لری هستم که نان بلوط میخورم و هفت سال است که چوپان هستم اگر مرا به قرقره جوخه اعدام ببری مشقم را نمی دانم . شُمشیر علیمردون طلای بی غش زِ زمین بِرچ اِزَنه وِ آسمون تَش معنی: شمشیر علیمردان طلای خالص است و در زمین برق می زند و در آسمان آتش . بی عروس تو کِل بزن تا مو کُنُم جنگ شُمشیرُم وِ گِل زَنُم سی ایل چارلنگ معنی: ای عروس خانوم تو گریله بزن تا من جنگ کنم شمشیرم را به گل زنم برای ایل چهارلنگ. (مطلب کامل را در ادامه مطلب بخوانید) درود درود و صد درود بر بر تمامی ایرانیان با سپاس از همتبار گرامی آقای هیودی که به مناسبت روز جهانی زبان مادری این ابتکار نوین را در برای وبلاگ نویسان بختیاری طراحی کردند جالبه که من در خانواده ای بزرگ شده ام که پدرم به زبان گرجی و مادرم به زبان بختیاری صحبت میکنند و ما 2زبان را آموخته ایم ولی خیلی کم به زبان گرجی صحبت میکنیم و زبان مادری است که جاوید میماند. آرزو:آرزو اکنم که مردم ایران همه وا یک متحد آبون و آزادی ، شادی ،سلامتی ، محبتنه دوباره به ایران ورگردونن اعتراف:اعتراف اکنم که وطنم ایرانه بسیار دوست دارم ، سی خاطرس همه کار اکنم ،عقیدم یونه که (چو ایران مباشد تن من مباد). وطن یعنی پدر, مادر , نیاکان به خون و خاک بستن عهد و پیمان وطن یعنی هویّت , اصل , ریشه سر آغاز و سر انجام همیشه... وطن یعنی وطن استان به استان خراسان , سیتان , سمنان , لرستان کویر لوت , کرمان , یزد , ساری سپاهان , هگمتانه , بختیاری دعا:دعا اکنم که هیچ کس منه زندگیس هیچ مشکلی نداشته بو ، سایه پدر مادر ز بالا سر هیچکی کم نبا . سرانجام 5 نفر را به بازی دعوت میکنم: شراره فرناز سجاد صالحی کر لر دختر بن آسیاب درود و صد درود بر لرهای بختیاری این مرز و بوم همگان به خصوص بختیاری ها این مطلب را حتما" بخوانند به دلیل اینکه مطلب طولانی بود و فرصت کم و مطلب مهم متن را به طور کامل در ادامه ی مطلب میتوانید مشاهده کنید درود و صد درود بر بختیاری های این مرزو بوم این متن را از کتاب تاریخ بختیاری که در سال 1356 از روی نسخه ای که پیرامون سال 1288 در تهران چاپ شده بود و در دانشکده ی ادبیات و علوم انسانی دانشگاه تهران نگاهداری میشود عکسبرداری شده و در دو هزار نسخه چاپ و صحافی شده است . این کتاب از کتابهای چاپ شده ی نایاب در ایران است و از این چاپ(چاپ نو) پنجاه کتاب درباره ی فرهنگ و تاریخ ایران به زبانهای گوناگون که سالها و بلکه قرنها نایاب بوده در همان سال به چاپ رسیده. این کتاب با همکاری گروهی از دانشمندان چند کشور برگزیده شده است. سپس اینکه ، با توجه به جذاب بودن مطالب این کتاب گرانقدر و زیاد بودن مطالب و محدود بودن زمان امانت کتاب مطالب کوتاه و مفید را انتخاب کردم تا در اختیار یاران گرامی بگذارم . و نکته این که تمام کلمات کتاب را همانگونه که نوشته شده بود در اینجا آورده ام و نه کلامی به آن افزوده و نه کلامی از آن کاسته ام. چند نقاشی و عکس هم در انتهای این کتاب از کول فره کشیده شده است که در صورت امکان آنها را میگذارم. زبان ایرانیان قدیم سابقا" سه زبان در ایران متداول بوده. یکی زند و آن لغت و لسان مخصوص دینی آنها بوده که کتب مذهبی و علمای دین ناطق و متکلم به آن زبان بوده اند. دوم زبان دری که زبان مخصوص پارسیان میباشد . سوم پهلوی که زبان مردم پهله بوده و پهله اسم مخصوص اصفهان و اغلب بلادی است که در مدی یا عراق عجم حالیه است . فردوسی میگوید زبان کیان پهلوی بوده است. زبان بختیاری تقریبا" پهلوی است . ورود قبایل مختلف در لرستان که جزو لر بزرگ محسوب میشوند از اکرادنامه در عهد سلطنت هزار اسب در لرستان چون مملکت مشحول به عدل بود. قبایل مختلفه از جبل السماق شام که از جبال غربیه ی حلب است کوچ کرده به لرستان آمدند تقریبا" در سنه ی پانصد و کسری بعد از هجرت. از جمله گروه عقیلی از نسل عقیل بن ابیطالب ، گروه هاشمی از نسل هاشم بن عبد مناف طوایف مختلفه از جمله استرکی ، مماکویه ، بختیاری ، جوانکی ، بیدانیان ، زاهدیان ، علانی ، کوتوند ، بتوند ، بوازکی ، شوند ، زاکی ، هارونی ، آشکی ، کومی لیرادی ، ممولی ، یحفومی ، کمانکشی ، مماسنی ، ارملکی ، توانی ، کسدانی ، مدیحه ، اکورد ، کولارد و بعضی قبایل دیگر که نسبشان معلوم نیست . لر کوچک شعبه ی دوم دوم از لران ، لر کوچک است که در کول مانرود جای داشتندش پس از آنکه در آن کول مردم اجتماع کردند هر گروهی به موضعی رفتند رفتند و بدانموضع نامبردار شدند مثل ولان ، جنگروی ، اوتری . هر قبیله از لران که در آن کول مقام نداشتند لر اصلی نباشد شعب آنها از قرار ذیل است کوشکی ، کبنکی ، روزبهانی ، ساکی ، شاد لوی ، داوود عباسی ، محمد کماری ، کروه جنکری که امرای لر کوچکند خلاصه ایشان از شعب سلبور ئید و از شعب دیگران این قومند : کارند ، رزجنکروی فضلوی ، شنوندی ، الا ئی ، کاه کامی ، ور خوارکی ، دری ، ویرارند ، ما مکره ، داری ، امارکی ، ابوالعباسی ، علی ممالی ، کیخامی ، ملکی ، خودلی ، مدروئی و غیر ایشان منشعب شدند اما قوم شامی ، اسان ، سهی ، ارکی ، اگر چه زبان لری دارند اصلی نیستند. اصل و ریشه ی بختیاری طوائفی که سابقا" از جبل السماق بایران آمده بعضی در بختیاری و جماعتی در کوه کیلویه مسکن کرده اند و عده هم در طول مدت نابود شده اند. یک طایف از ایشان موسوم به بختیاری بوده اند جنانکه امروزه یک تیره آنها معروف به بختیاروندند طایفه ی چهارلنگ بختیاری مشتمل بر پنج طایفه ی بزرگ از قرار ذیل است 1) محمود صالح 2)کنرسی 3) زلقی 4)موگوئی 5)ممیوند چهارلنگ در باب طوائف چهارلنگ طائفه ی اتا از جمله طوائف چهارلنگ بختیاری است . مسکنشان در بورُ بوردیرونک غالیه کوه میباشد. عده ای از خوانین از نژاد اتابکان امروزه موجود میباشند از جمله میرزا مهدی خان ضعغم الممالک است که به شراکت حاجی محمد علی خان و غلامرضا خان ضرغام لشکر ریاست طایفه بسحق را دارند . ضیغم الممالک صاحب خطوط سه گانه و طبع شعر و ادبیات میباشد . پولادوند از جمله طوائف چهارلنگ استکه مرکزش در خلیل آباد و ازنا و چالسپار فعلا" ریاست این طایفه به عهده ی هژبر السلطنه و ضرغام السلطنه و حسام نظام است . عبدالوند از طائفه چهارلنگ است . مرکزشان در دهنه ی شتران کوه است . در آنجا دهات دارند و رئیسشان امروزه خواجه علی شاه خان سردار معظم و خواجه باقر خان است . طایفه حاجی وند جزو عبدالوند میباشد . ریاستش نیز به عهده ی آن دو نفر است . عیسی وند شعبه از طایفه بسحق است . رئیس امروزه او یوسف خان و اسد خان میباشد . مسکنشان دامنه ی غالی کوه است . طایفه ی زلقی از جمله طوایف چهارلنگ میباشد در میان کوه معروف به بَزم نُوی است . همچنین در پَرچل و قلعه نو و دره قائد رئیسشان اصلان خان و سام خان است . طایفه ی موگویی از طوایف چهارلنگ است و در طرف کوه تمندر و کوه شامان مسکن دارن . رئیس این طایفه خواجه امام قلیخان و خواجه میرزا قلیخان و خواجه علی قلیخان و خواجه شکرالله میباشد . چندی است که با کسانی آشنا شدم که اصالتشان همچون من از اصالت کهن بختیاری است. من در وبلاگ خود از این اصالت دیرینه چیز زیادی ننوشته ام در حالی که هدفم از ایجاد این وبلاگ شاساندن ایران و تمدن ایرانی بوده است در حالی که درباره بختیاری ها که آریاییان اصل هستند مطلبی نگذاشته ام. چندی پیش یکی از این عزیزان برای من نوشت که بهتر است درمورد بختیاری ها بنویسم و کاری با ........ نداشته باشم. از همان زمان من بیشتر وقت خود را در وبلاگهای بختیاری میگذراندم و فهمیدم که تقریبا درباره ی بختیاری بودنم هیچ نمی دانم. کوههای سرسبز بختیاری و مزارع پرگل و چمن سرزمین پهناوری که جهانگردان درباره ی آن توصیفها کرده و مردم آنجا را به رشادت و مردانگی ستوده اند همانطور که پرورش دهنده دلیران و جنگجویان تاریخی بوده بمناسبت منابع سرشار و زیبایی طبیعت نیز مهد شعرا ونویسندگان حساس و مردمانی با استعداد و قریحه بوده و میباشد.آنجا که روزی صدای تیر شکارچیان و شلیک مانورهای قهرمانان مشروطه دردل کوههای سر بر آسمان کشیده طنین اندازمیشد. روزی هم کنار چشمه سارها و زیردرختان کهنسال جنگل نوای دل انگیز شعرای بختیاری و شعر لری با نعمات دلنشین نی توام شده از روح حساس و فکر شاعرانه ایرانیان پاک نژاد آن سامان داستانها سروده است. سرزمینی که صمصام السلطنه وسردار اسعد پرورش داده و برای مبارزه آزادیخواهی و جنگهای مشروطیت به تهران گسیل داشت شعرایی نیز تقدیم جهان ادب کرده است. شعرای بزرگی را که ازچند قرن پیش در نواحی سامان،چالشتر،زانیان،قهفرخ و بروجن بوجود آمدند میتوان مایه ی افتخاردانست آمدند ولی جای تاسف است در مجموعه های اشعار سخن سرایان این سرزمین به اشعار بختیاری و ترانه های محلی توجه نشده است زیرا آنها که اهل محل بوده اند آن آثارگرانبها را چون از خود میدانسته اند از لحاظ لغت شناسی و تحقیق در زبان و لهجه ی بختیاری که رابطه ی نزدیک با زبان قدیم ایران دارد مورد توجه قرار نداده وچنین پنداشته اند که این اشعار محلی کافی است که بین مردمان همان سامان زبانزد باشد و چون دیگران معنی و مفهوم آن را نمیدانند در دسترس عموم قرار داده نشود و آنان که زبان بختیاری نمیدانسته اند چون معنی و لطافت اشعار مزبور را در نیافته بودند از نقل و ضبط آن خودداری کرده اند در صورتیکه همین آثار گرانبها ی محلی نمودار طرز تفکر و نمونه ی روح حساس مردم آن سرزمین است که میتواند تمدن محلی بختیاری را معرفی کند ولی همانطور که مشفق شاعر میگوید: سرزمین بختیاری و محال اربعه پیش از این گویندگانش بود و باشد این زمان خواهی ار دانی محال اربعه باشد کجا هست آن لار و کیار و میزدج با گندمان مرکز شعر و سخندانی و دانش بوده است قهفرخ،سامان،بروجن،شهرکردو جونقان بختیاری را چو پژمان استادانی بود همچنین چون احمدی و افسر شیرین زبان درود وصددرودبربختياري هاي دليروغيوراين مرزوبوم آريايي ياران بختياري خواستم شما عزيزان را از تاريخ قوم خود آگاه كنم.هرچند كه اين مطلب گوشه اي ازتاريخ قوم بختياري را هم نشان نمي دهد اما باز هم بد نيست كه آن را بخوانيد. با تشكر از شما دريادلان بختياري با آرزوي داشتن ايراني آزاد و سراسر آريايي عاري از هرگونه تازي و تازي دوست و تازي پرست(ايراندخت ايراني) تاريخ بختياري به قرن چهاردهم ميلادي و دورهً زمامداري 200 ساله خوانين دورکي بر مي گردد. هيچ تاريخ نگار حيات اجتماعي اقوام ايراني نمي تواند اهميت ايل بختياري و انسجام و پيوستگي سياسي، اقتصادي و اجتماعي آنها را ناديده گيرد. ( به نقل از: خوانين و شاهان، فيلم مستند تحليلي دربارهً بختياريها، ساخته آر. گارت وايت ). آنچه در پي مي آيد بر گفته از کتاب " مورگان شوستر " است که از بختياريها به عنوان مردماني که براي احياء مشروطيت جنگيدند ياد مي کند: " .... سفارت روسيه دوباره مداخله کرد و با ارسال پيام تهديد آميزي به سپهدار، در واقع از او خواست که از پيشروي به طرف تهران خودداري کند. در 16 ژوئن ( 26 خرداد )، 8 هزار نفر از مردان مسلح بختياري روانه تهران شدند و پس از آن که با مشروطه خواهان در قزوين هماهنگ شدند، عليرغم تلاش هاي همه جانبهً سفراي روس و انگليس براي جلوگيري از عزيمت آنها به سوي تهران، عازم پايتخت شدند. در دوم تيرماه قواي بختياري به قم در 120 کيلومتري جنوب تهران رسيدند. سردار اسعد، سرکرده ايل بختياري به تهديدات روسها و يا انگليسيها وقعي نگذاشت و ضمن اعلام اين که شاه بايد به خواسته هاي او رسيدگي کند به پيشروي خود ادامه داد. روسها براي ترساندن انقلابيون مشروطه خواه دستور سازماندهي قواي نظامي اضطراري خود مستقر در باکو را صادر کردند تا به منطقهً شمال ايران اعزام شوند. نيروهاي شاه در اين هنگام به 5000 نفر در پادگان سلطنت آباد و 1350 نفر در قشون قزاق محدود مي شد. 800 نفر از قزاقها تحت فرماندهي سرگرد لياخوف روسي در تهران مستقر بودند که از اين تعداد 500 نفر در شمال و 300 نفر در جنوب تهران مستقر بودند و خود را آماده مقابله با قواي بختياري مي کردند. روز 13 تير قواي دولتي مستقر در کرج تا شاه آباد در 16 کيلومتري تهران عقب نشيني کردند و روز بعد درگيري نسبتاً شديدي بين آنها و مليون در گرفت. قزاقهاي ايراني به فرماندهي سروان زاپولسکي به همراه درجه داران روسي به مصاف مشروطه خواهان رفتند و يک افسر ايراني خود را از دست دادند، و سه نفر ديگر کشته و 3 نفر زخمي شدند. مشروطه طلبان نيز 13 نفر تلفات دادند. روسيه در اين زمان قواي خود را از باکو به طرف ايران گسيل کرده بود. در روز 17 تير، سه هزار نفر از آنها وارد خاک ايران شده بودند و در 30 تيرماه به قزوين رسيدند و به رهبران مشروطه خواه هشدار دادند در صورت ادامهً پيشروي به سوي تهران با نيروهاي خارجي متشکل از روسها و انگليسيها روبرو خواهند شد. تلاشهاي ديگري هم براي ايجاد ترس و ارعاب در ميان مليون صورت گرفت که به هيچ وجه کارساز نيفتاد. از پايگاه خبري شوشان (براي مشاهده متن كامل بر روي ادامه مطلب كليك كنيد) تاریخ سازان ایران زمین «همراه با تاريخ سازان بختياري» در بررسي تاريخ انقلاب مشروطه يكي ازمهره هاي بسيار مهم و تأثير گذاري كه در عين حال كمتر معرفي و توصيف شده است سردر اسعد بختياري است كه بحق بايد او را فاتح ملي ايران در اقدام شجاعانه ايل بختياري درتهران ناميد. علي قلي خان سردار اسعد چهارمين فرزند حسين قلي خان ايلخاني بود و قبل از او برادرش اسفنديار خان لقب سردار اسعد داشت. علي قلي خان پس از كشته شدن پدرش يكسال در زندان حاكم اصفهان كه ظلل السلطان فرزند ناصر الدين شاه قاجار بود حبس بود او به نوعي شايد زندگي سياسي خود را با زندان آغاز كرد. با به قدرت رسيدن اتابك ستاره اقبال خانواده ايلخاني مجدداً درخشيد.اسفنديار خان سردار اسعد اول به ايلخاني بختياري رسيد و علي قلي خان فرمانده سواران بختياري گرديد و اين وضعيت تا عزل اتابك از حكمراني اصفهان ادامه داشت.پس از عزل حاكم، سردار اسعد در سال 1318 هجري قمري به هند و سپس مصر سفر كرد و در همان سال به زيارت خانه خدا مشرف و سپس عازم پاريس گرديد.دو سال بعد سردار اسعد به ايران بازگشت و در سال 1321 ق اسفنديار خان برادر بزرگترش فوت كرد عازم بختياري شد و به تمشيت امور پرداخت. سردار اسعد در بين ايل بختياري داراي موقعيت ممتاز وويژه اي بود ومي توان او را نقطه محوري ايل بختياري در دوران خودش نام نهاد.هر چند مسافرتهاي او به اروپا براي مداوا بود اما بهر ترتيب او از نخستين كساني بود كه با مظاهر تمدن و فرهنگ و دموكراسي غرب آنها در فرانسه كه مهد روشنفكري اروپا بود آشنا شد و به همين دليل خود نيز واجد امتيازات روشنفكري منحصر به فرد گرديد.پس از افتتاح مجلس اول در هجدهم شعبان 1324 هجري قمري وي مجدداً عازم پاريس گرديد،در زمان به توپ بستن مجلس در سال 1326هجري قمري نيز كه عده اي از رجال و آزاد يخواهان عازم اروپا شدند او در اروپاريس اقامت داشت. استبداد محمد علي شاهي باعث تأمل و تفكر بسياري از رجال و روشنفكران شد و يكي از دلايل مراجعت سردار اسعد به ايران نيز همين امر بود.در اين بين تشويق ايرانياني كه با او ارتباط داشتند براي مراجعت او به ايران بسيار مؤثر بود.مخبرالسلط هدايت كه آن هنگام در اروپا بسر مي برد مي نويسد: شاخص ميان ايرانيان عليقلي خان سردار اسعد است كه غالباً اشخاص مهمي با او مراوده دارند و او را به بازگشت به ايران ورهبري نهضت تشويق مي كردند.علاوه بر اين تشويق ها فتح اصفهان توسط بختياري ها نيز در ترغيب او بسيار مؤثر بود.سردار اسعد در چنين شرايطي واردايران شد و در اولين قدم به اتحاد ايل بختياري مضغول شد.پس از آن سردار اسعد جهت اطمينان خاطر خود نياز به اتحاد با نيروي محلي ديگر در جنوب و جنوب غرب ايران يعني قشقايي ها و طوايف عرب داشت تا با خاطري آسوده و مطمئن از پشت سر خود عازم فتح تهران شود. ابتدا با شيخ قدرتمند اعراب ايران در خوزستان متحد شد وپس از آن با خوانين قشقايي نيز سوگند نامه اي امضاء كرد و پس از اين اقدامات اردوي بختياري براي حركت به تهران در اصفهان مستقر شدند. اردوي مجاهدين بختياري از اصفهان و سواران جنگي سپهدار تنكابني از دشت همزمان به سمت تهران حركت كردند و در 24 جمادي الثاني 1327 وارد تهران شدند. شجاعت بختياري ها و سواران تنكابني به حدي بوتد كه پس از چند روز شهر بالاخره تصرف شد شاه با پانصد تن از سران و بستگان به سفارت روس درپناهنده شدند .از اهميت اقدامات بختياري ها در فتح تهران همين بس كه پاولويچ مي نويسد: در نهضت مشروطه خدمات بختياري ها غير قابل انكار است حتي مي توان گفت كه اگر سواران آنها در تحت رياست سردار اسعد به تهران حركت نمي كردند محمد علي ميرزا به اين سهولت ميدان را خالي نكرد و به سفارت پناهنده نمي شد. از اين سخن مي توان نتيجه گرفت كه محمد علي شاه بيش از همه از حركت بختياري هاي و توانايي آنها ترسيده بود.هماهنگي خاص و تحت امر بودن نيروهاي بختياري و توانايي آنها در تحت فرماندهي مدبرانه سردار اسعد بختيار از نقاط قوت اين نيرو در آزادي مجدد ايران پس از استبداد صغير بود. در اولين كابينه كه پس از خلع محمد علي شاه تشكيل گرديد ، سردار اسعد وزارت سران قشقايي و عرب در جنوب ايران گرديد به حدي كه نماينده انگليس در خليج فارس از تهران در خواست كرد كه درصورت امكان سردار اسعد را وادار به استعفا كند تا از نا آرامي ها در منطقه جنوب جلوگيري شود كه البته مورد موافقت قرار نگرفت. علاوه بر اين تلاشهاي بختياري ها در سركوبي شورش هاي پراكنده ايران پس از خلع محمد علي شاه نيز بسيار واجد اهميت است . شورش در زنجان را دولت به كمك نيروهاي بختياري تحت فرماندهي جعفر قلي خان امر بهادر فرزند سردار اسعد و -------ارمني ---نشاند.در ادامه نيز دولت پس از ناكامي هايي ستارخان در سر كوبي شورش اردبيل و ناكامي اين فرمانده در ايجاد نظم و امنيت درخط شمال شرق ايران مجدداً از نيروهاي بختياري تحت فرماندهي جعفر قلي خان امير بهادر و ارمني استفاده و شكست ستارخان را جبران و امنيت را به اردبيل بازگرداند. رشادت و فداكاري هايي كه ايل بختياري براي اعاده مشروطيت انجام دادند و تحت فرماندهي سردار اسعد نتايج مهم و مؤثري رانيز به همراه داشت.اما به علت نداشتن تجربه سياسي و پختگي درامور اداري به رغم توان بالاي نظامي استفاده نمايند.پس از مرگ عليقلي خان فرزندش جعفر قلي خان امير بهادر لقب اسعد را به ارث برد و مدتي در كرمان و خراسان حكومت داشت پس از كودتاي 1299 به جمع دوستان سردار سپه پيوست و وزارت پست و سپس وزارت جنگ را نيز در سلطنت رضا شاه تجربه و در نهايت نيز به دستور رضا شاه پهلوي به قتل رسيد. تجربه بختياري ها در جريان مشوطه و موارث پس از آن و بررسي فرازو فرود سران اين ايل بزرگ ثابت نمود هر چند كه اين مردان اميدان جنگ در عرصه سياست ضعيف بودند اما چيزي از ارزش اقدامات شجاعانه و متهورانه ايشان از اين بابت كم نخواهد شد.



ادامه مطلب
ادامه مطلب
ادامه مطلب




