وطن یعنی همینجا یعنی ایران
جشن سوری همه ی شما شاد باد ببخشید که امسال رو نتونستم همانند سالهای گذشته روزشماری تا نوروز را داشته باشیم پیشاپیش سال نو را به همه ی شما هم میهنان گرامی باش میگویم همواره اهورایی باشید ایراندخت ایرانی (یلدا) یک واژه ی سریانی به معنای: کودک ، ثمر و میوه است.این شب که طولانی ترین شب سال است در حقیقت شب انقلاب زمستانی است که بعد از آن آفتاب از برج قوس (نیماسپ) به برج جدی تحویل می شود و روزها اندک اندک بلندتر می گردد. این طولانی ترین شب سال در نظر ایرانیان نحس بوده ، زیرا علاوه بر اینکه مردم در سرمای سخت زمستان دیر زمانی از دیدار خورشید محروم بودند، بنابر عقاید مذهبی نیز می پنداشتند که این شب طولانی ترین حمله ی اهریمن را در بر دارد و چون فردای آن شب روشنایی غالب میشد و روز طولانی می گشت مردم برای دفع نحوست آن شب و باز آمدن خورشید در فردای آن شب ، به شادی می نشستند و گرد هم به درو آتش جمع می شدند و در انتظار بر آمدن خورشید و در واقع زایش دوباره ی خورشید بودند که نحوست شب دراز را با تولد خود از میان می برد.از جهت دیگر طبق تقویم اوستایی سال با فصل سرد آغاز می شد. واژه ی سال مشتق از واژه ی سارادا به معنی سرد است. این می رساند که سال اوستایی روزگاری با فصل سرما یعنی از نقطه ی انقلاب زمستانی و اول ماه آغاز می شده است.آغاز سال عبارت بود از دوباره پیدایی خورشید و آن اول دی ناه بود. ایرانیان معتقد بودند که مهر در چنین شبی متولد شده است و زمانی که این آیین به صورت یک دین به روم رفت یعنی سی ام آذر مصاف با بیست و یکم دسامبر بود که موسوم به روز مقدس مهرپرستان شد.در سده چهارم میلادی در اثر اشتباه حساب در کبیسه ، روز بیست و پنجم دسامبر به نام روز تولد مهر شکست ناپذیر در میان مردم میترا پرست روم رایج شد. بعد از ظهور مسیحیت در روم بیستر آداب و رسوم مهری به این مذهب منتقل شد از جمله آن که میلاد مهر نجات دهنده به حضرت عیسی مسیح نجات بخشنده منتسب گشت و با پیشرفت مسیحیت در همه جا از جمله در مشرق زمین رواج یافت و با مسیحیت سریانی به ایران بازگشت و شب یلدا نامیده شد. آن چه از شب یلدا برای ایرانیان باقی مانده ، شب نشینی آن است. مردم در این شب سفره ی مخصوصی می گسترند و از میان میوه ها بیشتر انار و از میان سبزی ها بیشتر هندوانه می خورند ، زیرا گل انار و گل هندوانه سرخ رنگ اند و مهریان به رنگ سرخ دلبستگی زیاد داشتند. مهریان سرخی بامدادی پیش از برآمدن آفتاب را مظهر جلوه ی ایزد مهر می دانستند. از اینجا هم دیدن کنید درود هموطنان گرامی جشن فروردگان خجسته. جشن فروردينگان ( فرودگ ) نوزدهمین روز از ماه فروردین ، (فروردین) نام دارد و به همین جهت در روز 19 فروردین جشن فروردگان برگزار میشود. جشن فروردگان مخصوص فروهر در گذشتگان بوده و برای ياد بود آنهاست . اين مراسم اكنون بوسيله زرتشتيان ايران و هندوستان برگزار مي شود . در اين روز زرتشتيان برای شادی روان در گذشتگان به آرامگاه رفته و خواستار آرامش و شادی درگذشتگان مي شدند ( اين جشن هنوز هم در ايران پا برجاست ) . در خانواده هاي پارسي براي جشن فروردين خانه را تميز و ديوارها را سفيد مي كنند و اگر بتوانند همه اطاقهای خانه را سفيد مي كنند . حتماً اطاقي را كه در آن مراسم نوروزی بر پا مي شود ، پاک مي كنند و مي آرايند وبر روی ميزی كوزه آب و گلدان و ظرفي از آتش مي گذارند و آتش را با چوب معطر (صندل ) و چوبهاي خوشبوديگر نيرو مي دهند و هر كس مي بايستي با دست خود چوب بر آتش بگذارد و نام درگذشتگان خانواده خويش را بر شمارد . گاهي برای هر يك از كساني كه بتازگی درگذشته باشند يك گلدان گل در اطاق مخصوص فروردين مي گذاشتند. درود نوروز خردادی برتمامی ایرانیان گرامی باد به امید روزی که نامردمیها از بین رود و ایرانی سراسر عدالت ، شادی ،سرور داشته باشیم. نوروز خجسته(ایراندخت ایرانی) نوروز خردادی يا نوروز بزرگ زادروز اشوزرتشت ( پيامبر بزرگ ايرانی ) يكي از بزرگترين روزهای ماه سراسر جشن و سرور فروردين ، خرداد روز ( روز ششم ) زاد روز سنتي اشوزرتشت است . با اينكه در اين دهه های گذشته بيشتر دانشمندان و باستان كاوان بر اين باورند ، كه اشوزرتشت در حدود 600 سال پيش از ميلاد مسيح هنوز زمان زندگي و برخاستن اين پيامبر باستاني به درستي روشن نيست و به آساني نمي توان سخن از زاد روز او به ميان آورد . با اين همه بنا بر باور زرتشتيان و بنا بر نوشته های پهلوی ، اشوزرتشت روز ششم فروردين (خرداد روز ) ديده به جهان گشوده است . هنوز روشن نيست كه به سبب ارزش ويژه خرداد روز ، زاد روز اشوزرتشت به اين روز افتاده است يا به خاطر روز تولد پيامبر ، بسياری از اين رويدادهای افسانه ای در اين روز رخ داده اند، با اين همه درست است كه بهای اين روز را به پای چشم گشايي پيامبر نوشت . در متن پهلوی « ماه فروردين ، روز خرداد » اورمزد در پاسخ زرتشت ، كه چرا مردمان خرداد روز فروردين را از ديگر روزها گرامي تر مي دارند ، مي گويد زيرا به خرداد روز فروردين به جهانيان جان دادم و در اين روز ايران و انيران پديد آمدند . كيومرث و هوشنگ اندر جهان به پيدايي آمدند و در همين روز كيومرث « ارزور » را بكشت [ اهرمن را پسری بود به نام خزوره ( ارزور) و اين پسر به فكر كشتن كيومرث شد وكيومرث او را بكشت . اهرمن كيومرث را به زمين زد و اهرمن بر روی او افتاد . سپس از كيومرث پرسيد مي خواهم تو را بخورم ، از كجاي تو آغاز كنم ؟ كيومرث گفت : از پاي من شروع كن ، تا آن كه مدتي كم به حسن و خوبي جهان نظر نمايم . روم به سلم داد و تركستان به تور و ايرانشهر به ايرج . روز ششم فروردين سمبل نامردمي ، به دست مردميان كشته مي شود از آن جمله اژدهاك به دست سام نريمان و افراسياب توراني به دست كيخسرو سياوشان . و در اين روز كيخسرو با شكوه تمام به گروثمان ( بهشت ) شد و در اين روز منوچهر و آرش شيواتير بخشي از ايران زمين را كه به تصرف افراسياب در آمده بود ، از او باز ستاندند و بر پايه ي دلاوری افسانه ای آرش يكي از زيباترين افسانه های ايران باستان پرداخته شد . ديگر از تقدس اين روز، اين كه در خرداد روز فروردين اشوزرتشت معراج كرد و به همپرسگي اورمزد رسيد . در اين روز اشوزرتشت فرمان پيامبري گرفت و در اين روز پشتيبان بزرگ او ، گشتاسب ، آيين او را پذيرفت . جالب توجه است كه در آيين مزديسنايي رويداد بسياری از خوشايندها نيز براي خرداد روز ماه فروردين پيش بيني شده است . در اين روز 18 چيز به 18 سال به « خسرو هرمزدان » مي رسد يعني 18 رويداد مثبت كه هر كدام از ديدگاه جهان بيني مزديسنايي برآيندي ويژه دارد . به اين ترتيب مي بينيم ، كه روز ششم فروردين ، براي ايرانيان باستان و زرتشتيان از ارزش ويژه اي برخوردار است و بيهوده نيست كه اين روز را پس از پنجه نخست فروردين ، نوروز بزرگ خوانده اند . جشن سوری شاد باد از جمله جشن هاي آريايي ، جشن هاي آتش است . امروزه تنها « جشن سوري » ، معروف به « چهارشنبه سوري » و نيز « جشن سده » برايمان به يادگار مانده است و در باره جشن هاي فراموش شده ي آتش ، به « آذرگان » در نهم آذر ماه و « شهريورگان » يا « آذر جشن » مي توان اشاره داشت . آتش نزد ايرانيان نماد روشني ، پاكي ، طراوت ، سازندگي ، زندگي ، تندرستی و در پايان بارزترين نماد خداوند در روي زمين است . بر پايه ي پژوهش هاي انجام شده ، زمان باستاني « جشن سوري» را مي توان در اين سه گاه باز جست : واژه « سوري » پارسي به چم(معني) « سرخ » مي باشد و چنان كه پيداست ، به آتش اشاره دارد . البته « سور » در مفهوم « ميهماني » هم در فارسي به كار رفته است. بر پا داشتن آتش در اين روز نيز گونه ای گرم كردن جهان و زودودن سرما و پژمردگي و بدي از تن بوده است . چگونگي اين جشن ، همساني و مانندگي هاي فراواني به جشن سده دارد . 1)يكي از جنبه هاي تقدس آتش پاك نمودن بيماريها و دور كردن ارواح خبيثه (به تعبير آن دوران) بوده است؛ 2) فردوسي مي گويد: مادر با دستي گهواره و با دست ديگر جهاني را تكان ميدهد ايرانيان دوران باستان همچون ساير اقوام همدوره خود، از گذشتههاي دور تحت تاثير و نفوذ مادر خدايان يا الهگاني بودهاند كه آنها را حمايت ميكردند. با دگرگوني نقش زن بهعنوان عنصري سودمند در جامعه، گروه خدايان مادينه نيروي برتر شدند و دست به آفرينش و كارهاي خارقالعاده زدند. اين بانوخدايان داراي تنديسههايي بودهاند كه در جايجاي سرزمين ايران و ديگر نقاط جهان يافت شدند. اين پيكركها خصوصيات زنانه بارزي دارند كه نماد باروري و مادري و زايش آنهاست. با آغاز پيامآوري اشوزرتشت، پرستش چندخدايي كنار نهاده شد و يكتاپرستي به معناي واقعي خود مطرح گرديد. پس ساير خدايان به مقام پايينتر نزول كرده و بدينترتيب امشاسپندان و ايزدان با حضور خود مفاهيم انتزاعي برخاسته از اين خدايان را در درون خود و در باور مردمان حفظ نمودند. اين فاصلهگرفتن از خدايان اساطيري بطور كامل نبوده و آدمي كه مجذوب قدرت بيزوال بانوخدايان اسطورهاي خود بود، با اقدامي جبراني بخشي از قدرت مافوق طبيعي زنانه آنها را در قالبهاي دختر شاهپريان و داستانهاي روزمره خود جاي داده و قسمتي ديگر را هم بصورت زن برتر در ادبيات خود زنده ميكند و در يك كلام ميتوان گفت: در جهانبيني انسان باستاني ابرانسان زن بوده است آناهيتا و اشي از جمله ايزدبانوهاي ايراني ميباشند كه در جايجاي نوشتههاي باستاني جلوه ميكنند. در ميان امشاسپندان از لحاظ زبانشناسي زبان اوستايي، سه امشاسپند نخستين يعني وهومن – اشهوهيشته و خشترهوئيريه، نرينه؛ و سه امشاسپند بعد يعني سپنتهآرمئيتي و هئوروتات و امرتات از نظر لغوي، مادينهاند. از سوي ديگر با نگرشي ژرف در معناي اين سه نيروي اهورايي: سپنتهآرمئيتي: مهرورزي افزاينده كه بعدها به شكل سپندارمذ يا اسفند تغييرشكل داده است كه در باور باستان، زمين نماد آن است . هئوروتات: رسايي كه زايش، بالندگي و خروش آبها و چشمهها در ذهن ايراني يادآور اين نيروي خدايي است. امرتات: بيمرگي و جاودانگي كه رويش و بالندگي گياهان و سبزينگي، نماد باستاني آن است. ميتوان دريافت كه هسته اصلي اين سه امشاسپند، مهرورزي و عشق بيآلايش و ازخودگذشتگي و پروراندن و زايندگي است و نشانگر اهميت نقش زن و مادر در انديشه و باور انسان نخستين و ايرانيان باستان است. چنانكه در ادبيات ايراني نيز مادر طبيعت، مام ميهن، … بسيار بهچشم ميخورد. اگر در باور ايراني مرد داراي قدرت مردانگي و تفكر و خردورزي بيشتري است، در برابر آن زن نيز داراي مهرورزي، عشق پاك، پاكدامني و ازخودگذشتگي فراوانتري است كه هر يك از ايندو به تنهايي راه به جايي نبرده و حتي روند پويايي گيتي را هم به ايستايي ميكشانند. اگر مردان بدنه هواپيماي خوشبختياند ، زنان موتور آناند كه پيكره بيموتور و موتور بيبدنه هيچكدام به تنها به اوج سعادت نميرسند بلكه ذرهاي حركت وجنبش هم برايشان ناممكن است. روز سپندارمزد پنجمین روز از اسفندماه ایران باستان و 29 بهمن خورشیدی امروزی در زير گزيدههايي از متون پهلوي و اوستا را ميخوانيم: پيام 1 : برابري زن و مرد : ما همه فروهران و روانهاي زنان و مردان پارسا و راست را ميستائيم (يسنا 35-3) پيام 2 : آموزش زن و فرزند : زن و فرزند خود را از تحصيل دانش و كسب و هنر بازمدار تا غم و اندوه بر تو راه نيابد و در آينده پشيمان نگردي (پندنامه آدرباد ماراسپند) پيام 3 : در ازدواج : دختر خود را به شوهري ده كه هوشيار و دانا باشد … پيام 4 : در گاه ائيويسروترم به زن پارسايي درود فرستادهشده كه در انديشه و گفتار و كردار راست و پاك بوده و از راه علم و دانش احترامي بدست آورده و نسبت به شوهر صميمي و فداكار باشد. پيام 5 : در فروردينيشت كرده 30 ، نام زنان بسياري نيز كه از نظر ميهندوستي، دينپروري، فرزانگي و پارسايي به گروه روانان جاويد پيوستهاند يادآوري و به روان آنان درود فرستاده ميشود . پيام 6 : بنا به نوشتههاي كتاب نيرنگستان، زنان ميتوانند در سرودن يسنا و برگزاري مراسم مذهبي با مردان همكاري كنند يا خود مبادرت نمايند و حتي زنان در دوران سالخوردگي ميتوانند وظيفه نگهباني آتش مقدس را برعهده بگيرند. پيام 7 : بنا به نوشته كتاب ماتيكان هزار دادستان (هزار قانون) ، زنان دانشمند ميتوانند به شغل وكالت دادگستري پرداخته و حتي بر مسند قضاوت بنشينند. گزيدههايي در مورد جايگاه مادر ايراني در دوران باستان پيام 1 : با پدر و مادر خود مؤدب و فرمانبردار باش و به سخنان آنان گوش فراده، زيرا تا پدر و مادر زندهاند فرزند چون شيري است كه در بيشه باشد و از هيچ نترسد ولي چون درگذرند فرزند چون بيوهزني است كه زيردست ديگران گردد و هرچه از او بستانند دم نتواند زد. (اندرز آدرباد ماراسپندان) پيام 2 : جوانان براي عروسي از والدين كسب اجازه مينمايند. (كزنفون) پيام 3 : فرزندان در حضور مادر بدون اجازه نمينشستند. پيام 4 : كورش كبير هر احترامي كه در خور مادري بود به دختر روا داشت و در هنگام مرگ به فرزندان خود وصيت كرد در هر كار فرمانبردار مادر خود باشند. پيام 5 : در دربار شاه در مجلس رسمي و غيررسمي در موقع خوراك پايينتر از مادر خود مينشست. و ايرانيان كه سپاسداري را از بايستههاي زندگاني شمرده و در اين راه از هيچ كوششي فروگذاري نكردهاند براي سپاسداري از جايگاه زن و مادر در هستي، زندگي، آموزش فرزندان نسل آينده و در يك كلام در آباداني جهان، برابري روز و ماه سپندارمذ يا اسفند را با نام جشن اسفندگان و به ياد كوششهاي بيوقفه زنان و مادران در خاطرهها جاويد ساختهاند. پس بياييد در چنين روز فرخندهاي در كنار ممس (مادربزرگ) و بامس (پدربزرگ) و پدر و مادر، همسر و فرزندان جشني بهيادماندني را رقم زده و بزرگترين مادر يعني طبيعت و زمين را از آلودگيها پالوده سازيم. برگرفته از: آذرگشسب،اردشير. آيين زناشويي زرتشتيان. انتشارات كانون زرتشتيان شريفآباد. خنجري، خداداد. بينش زرتشت. ماهنامه چيستا ايراني، دينشاه. اخلاق ايران باستان. انتشارات فروهر با تبریک جشن بهمنگام به تمامی ایرانیان *****جشن بهمنگان فرخنده***** روز دوم بهمن که بهمن روز نام دارد و متعلق به امشاسپند بهمن است اين امشاسپند كه در اوستا وهومن آمده از 2 جزء تركيب يافته است. نخست وُهُو (ونگهو (كه صفت است به معني خوب و نيك است. جشن بهمنگان نام دارد در اين روز در ديگی به نام بهمنجه آشی به نام دانگو از گندم و ماش و عدس و نخود و باقلا و انواع گوشت می پزند و مهمانی می دهند اين آش را هفت دانه نيز می گويند دکتر رجبی معتقد است که يکی از ويژگيهای جشن بهمنگان تعاونی بودن آن است و به نظر می رسد هر يک از همسايگان برای پختن آش دانگ خود را به خانه ای که آش در آن پخته می شد می داده است و به اين معنی نام آش را دانگو بکار می بردند و به اين ترتيب در آشی که فراهم می آمده است همه همسايگان سهيم بودن .انوری درباره جشن بهمنگان گويد: بعد ما کزسر عشرت همه روز افکندی سخن رفتن و نا رفتن ما در افواه اندر آمد ز در حجره من صبحدمی روز بهمن جه يعنی دوم بهمن ماه ابوريحان بيرونی در کتاب التفهيم می نويسد بهمنجه بهمن روز است از بهمن ماه در اين روز بهمن سفيد(نام گياهی است)با شير خالص و پاک می خوردند و می گويند حافظه می آورد و فراموشی را ببرد اما در خراسان هنگام اين جشن مهمانی می کنند بر ديگی که اندراو از هر دانه خوردنی و گوشت حيوان حلال گوشت و تره و سبزيها وجود دارد.شاعر معروف علی بن طوسی قرن پنجم در کتاب بلغت فرس در باره بهمنجه می نويسد :بهمنجه رسم عجم است چون دو روز از ماه بهمن می گذشت بهمنجه می کردند و اين عيدی بود که در آن روز طعام می پختند و بهمن سرخ و بهمن زرد بر سر کاسه ها ميافشاندند.فرخی گفته است: فرخش باد و خداوند فرخنده کناد عيد فرخنده و بهمنجه و بهمن ماه چنانچه از عبارت ابوريحان و اسدی طوسی بر می آيد بهمن نيز اسم گياهی است که مخصوصا در جشن بهمنجه خورده ميشد در پزشکی هم اين گياه معروف است و آن بيخی است سفيد رنگ يا سرخ مثل زردک(به نظر منظور هويج است) اما در کتاب های مقدس زرتشتيان و در ترجمه خرده اوستا می نويسد :در جشن بهمنگان بمناسبت اينکه امشاسپند بهمن در جهان مادی نگهبان چهار پايان سودمند است از گوشت خوردن پرهيز می کنند. مقايسه کنيد با عيد قربان در فرهنگ امروزه که برگرفته از فرهنگ اعراب است .اصولا ايرانيان بر خلاف ديگر ملل در جشنها و مراسم خود از قربانی کردن و خونريزی پرهيز می کردند و اين رسوم مخصوص روميان و سامی نژادان می باشد .در هر صورت عيد قربان و جشن بهمنگان بر تمامی ايرانيان فرخنده باد و به اميد روزی که تمام ايرانيان هويت اصلی و پاک خود را باز شناسند. درود و صد درود بر ایران وایرانی با پوزش از اینکه دیر آپ میکنم.در حال حاضر زیاد نمیتوانم که به نت بیایم و فرصت جمع آوری مطلب و نوشتن آن را ندارم و همینطور که میبینید این مطلب را باید اول دی میگذاشتم که تا حال آماده نشده بود . مطلب دیگر اینکه خانم (نونیکا ماخارادزه) لطفا" جواب سوالات من را یا در وبلاگ یا به ایمیل من ارسال کنید.با سپاس خرم روز و جشنهای دیگان را به تمام ایرانیان شادباش میگویم. با آرزوی بهترینها برای شما زندگیتان سراسر جشن و سرور <<<< دیگان>>>> واژه دي در در ايران باستان به معناي دادن و آفريدن و ساختن و بخشودن است و دادار در فارسي از همين ريشه است روز هشتم و پانزدهم و بيست وسوم هر ماه (۲دی و۹ دی و ۱۷دی به تقويم امروزی ) به نام دي است و براي تشخيص اين سه روز از يکديگر هر يک از اينها را با نام بعد از خودش مي خوانده و دي بآذز دي بمهر و دي بدين مي گويند يعني اين سه روز را براي باز شناختن به روز بعد خودش نسبت مي دهند ضمن آِنکه مي دانيم روز اول هر ماه هرمزد يا اورمزد مي باشد که نام آفريننده جهان است پس به اين ترتيب روز اول (۲۵ آذر به تقويم امروزی)و هشتم و پانزدهم و بيست وسوم ديماه به نام خداوند است و چون نام ماه و روز يکي مي شود هر چهار روز جشن است و خود ماه هم که به معناي خداوند است اين جشنها را جشن اورمزد و سه دي گويند يعني اولي در اورمزد روز و سه ديگر در سه روزي است که هر سه دي نام دارد. در ترجمه آثار الباقيه راجع به دي ماه مطالبي نوشته شده که خلاصه آنها به اين شرح است ((دي ماه نخستين روز آن خرم روز است و اين روز و اين ماه هر دو بنام خداوند است که هرمزد ناميده شده يعني پادشاه حکيم و صاحب راي و آفريدگار . در اين روز عادت ايرانيان چنين بود که پادشاه از تخت پايين مي آمد و جامه سفيد مي پوشيد و در بيابان بر فرشهاي سفيد مي نشست و دربانها و محافظان را که هيبت پادشاه به آنهاست کنار مي راند و هر کس که مي خواست پادشاه را ببيند خواه دارا يا نادار بدون هيچگونه حاجب و مانع به نزد شاه مي رفت و با او گفتگو مي کرد و در اين روز پادشاه با برزگران مجالست مي نمود و در يک سفره با آنها غذا مي خورد و مي گفت من امروز مانند يکي از شماها هستم و با شما برادرم زيرا دوام و پايداري دنيا به کارهاي است که با دست شما انجام مي شود و امنيت مملکت نيز با شاه است نه شاه را از رعيت گريزي است و نه رعيت را از شاه و چون حقيقت امر چنين باشد پس من که پادشاه هستم با شما برزگران برادر مي باشم و مانند دو برادر مهربان خواهيم بود)) کدام يک از ملتهاي دنيا داراي چنين فرهنگ پرمهرو غني هستند؟؟؟صد افسوس که از اين آيين ها و گذشته کهنمان چيزی جز حسرتش برايمان باقي نمانده. امروزه هم در ايران اول ديماه را بنام شب اول چله زمستان عملا مورد توجه قرار مي دهند و مخصوصا در اينشب هندوانه ،سیب قرمز، انار،کدو، مي خورند و دلیل آن این است که شب رانناد شیطان و حکومت شیطان میدانستند و چون سپیده دم به رنگ قرمز و رنگهای گرم میباشد در این شب میوه های قرمزنماد روشنایی و سپیده هستند و تا سپیده دم بیدار میمانند برای مقابله در برابر اهریمن. يلدا در اصطلاح نجوم آخرين شب پاييز و نخستين شب زمستان است که درازترين شبها مي باشد .هرچند که با تفاوتهايي که بين تقويم کهن و امروز ايران وجود دارد نمي توان گفت دقيقا شب يلدا چه تاريخي است اما اگر يکي از موسساتي که در زمينه نجوم فعاليت مي کند بلندترين شب سال را دقيقا مشخص کند اين مشکل هم در نوع خودش برطرف مي شود اگر عمري باقي باشد درباره شب يلدا مطلب جداگانه به تاريخ امروزي خواهم نوشت. لازم به ذکر است که تعطيلات آخر هفته که امروز در بين ملل دنيا مرسوم است (شنبه يکشنبه يا جمعه) در فرهنگ کهن ايراني بوده و ايرانيان قديم بطور کلي در هر ماه اين چهار روز را که بنام خداوند است بجاي چهار آدينه فعلي تعطيل مي کردند .چه زيبا بود اگر مي توانستيم اين سنت قديم ايران زمين را دوباره زنده نماييم تا آثار نياکانمان و يادگارهاي ارزشمند آنان بکلي فراموش نگردد. پاينده ايران جاوید فرهنگ و تمدن ایرانی جشن آذرگان نهم آذر به تقويم زرتشتی برابر با ۳آذر به تقويم کنونی که آذر روز نام دارد و به عنصر مقدس آتش تعلق دارد جشن آذرگان می باشد که به آن آذرجشن نيز می گويند.يکی از نيايشها در خرده اوستا آتش نيايش نام دارد .ايرانيان قديم در اين روز به آتشکده ها می رفتند و آتش نيايش می خواندند و نيز در اين جشن آتش افروزی کرده و به شادی و پايکوبی می پرداختند. ابوريحان در صفحه ۲۵۶ ترجمه آثارالباقيه می نويسدL(روز نهم آذر عيدی است که به مناسبت توافق دو نام آذرجشن می گويند و در اين روز به افروختن آتش نيازمند می باشند و اين روز جشن آتش است و بنام فرشته ای که بهمه آتشها موکل است ناميده شده زرتشت امر کرده در اين روز آتشکده ها را زيارت کنند ودر کارهای جهان مشورت نمايند .)) جشن آذرگان بر تمامی ایرانیان خجسته باد با آرزوی بهترینها برای هموطنان(ایراندخت ایرانی) << جشن شهریورگان >> شهريور روز از شهريور ماه مي باشد که روز چهارم ماه است (به تقويم هجري۳۰امردادماه) و به نام امشاسپند تواناي خشترا يا شهريور مي باشد جشن شهريورگان است . چنانکه گفته شد اين فرشته مظهر سلطنت آسماني و قدرت رحماني است و هميشه خواهان فر و بزرگي و نيرومندي مي باشد در جهان مادي نگهبان زر و سيم و فلزات ديگر و دستگير بينوايان و فرشته رحم ومروت است پادشاهان دادگر در تحت و حمايت اين فرشته مقتدر هستند نظر به همين صفات پاک است که ايرانيان قديم اين روز را جشن مي گرفتند و بفقرا احسان و اطعام مي نمودند چون اين جشن بپادشاهان دادگر بستگي دارد که نماينده سلطنت آسماني هستند لذا معمولا در اين جشن بايد بحضور پادشاهان بروند و شادباش بگويند.ابوريحان در صفحه ۲۵۱ترجمه آثار و الباقيه مي نويسد ((شهريور ماه روز چهارم آن شهريور روز است و آن به مناسبت توافق دو اسم جشن مي باشد و آنرا شهريورگان گويند . معني شهريور دوستي و آرزو است شهريور فرشته ايست که بجواهر هفتگانه از قبيل طلا و نقره و ديگر فلزات که برقراري صنعت و دوام دنيا و مردم بآنها بستگي دارد موکل است ))براي جشن شهريورگان از دو گونه ديگر مي توان برتري قائل شد اول اينکه در اين ماه محصولات کشت و زرع جمع آوري مي شود و چون معمولا براي بدست آوردن نتيجه هر کاري جشن و شادي لازم است لذا شهريورگان بمناسبت نتيجه گرفتن از نعمت کشت و کار و بدست آوردن محصولات بخصوص براي کشاورزان بهترين جشن وشادي است و در واقع جشن سر خرمن مي باشد .دوم اينکه در اين ماه پاييزه کاري شروع مي شود و چون معمولا هر کار نيکي را با شادي بايد آغاز کرد از اين لحاظ جشن شهريورگان را مي توان آغاز فصل جديد ديگري از هنگام کشت و زرع دانست و آنرا مورد احترام قرار داد با دلايلي که ذکر شد جشن شهريورگان بخصوص براي کشاورزان از لحاظ جمع آوري محصول و بدست آوردن خرمن و همچنين از نقطه نظر شروع بکار پاييزه بهترين جشن و شادماني است و بهمين جهت است که نسبت به آن احترام زيادي قائل هستند و با شادي فراوان مراسم آنرا بجاي مي آورند.پس دوستان گرامي در کنار شادي هاي خود نيازمندان را فراموش نکنيد هر چند که در قلمرو پر گوهر ايران زمين نبايد نيازمندي معنايي داشته باشد. با آرزوی داشتن ایرانی سراسر جشن و سرور(ایراندخت ایرانی) (جشن تیرگان را به پاش آرش کماندار به پا دارید) (تیشتریه) روز تير(13) از ماه تير برابر با جشن تيرگان است. تير در اوستا تيشتريه و در پهلوي تشتر ناميده مي شود. اين ستاره نام ايزدي است كه به باريدن باران كمك مي كند :دو روايت در مورد چگونگي پيدايش جشن تيرگان وجود دارد يكي اينكه گروهي اين جشن را يادگار پيروزي ايرانيان بر تورانيان مي دانند. در زمان پادشاهي منوچهر، سپاه افراسياب كه بخش بزرگي از سرزمين ايران را اشغال كرده بود قرار آشتي را بر اين نهاد كه از سوي سپاه ايران تيري رها شود و هر كجا بر زمين نشست مرز ايران و توران است. آرش جوان، قهرمان ايراني با تمام توان تيري را رها ساخت و در كنار رود جيحون بر درختي نشست و مرز ايران و توران مشخص شد روايت دوم مربوط به زمان ساسانيان و پادشاهي فيروز است. هفت سال در ايران خشكسالي بود ، در چنين روزي مردم به بيابان روي آوردند و با نيايش خود از پروردگار آرزوي باريدن باران را كردند . پس از آن بارش باران آغاز شد و ايران از خشكسالي رهايي يافت از آن زمان تا كنون ايرانيان مراسم تيرگان را پاس داشته و به شادي مي پردازند در آینده ای نزدیک درباره ی جشن تیرگان بیشتر خواهم نوشت. با سپاس (ایراندخت ایرانی) خوردادگان (سئوروتات) ، جشن رسا شدن پدران و مادران بيداردل ما هستند كه در گذر تاريخ جشن ها، يادگارهاي درخشان بسياري از آنها به دليل ويژگيهاي زمان و تعصبات بسيار از بين رفته و هم اكنون از آنها نمونه هايي بسيار اندك در ميان ايرانيان به چشم مي خورد. با اين حال اين نمونه هاي اندك، نشانه هايي بس بزرگند از انديشه بلند و طبع ظريف ايراني كه خداوند به اين قوم ارزاني داشته و آيين زرتشتي با پيام ها و آموزش هايش آن را آشكار ساخته است. واژه جشن از كلمه يسنه اوستايي است با ريشه اي اوستايي به معناي ستايش كردن بنابراين معناي واژه جشن، ستايش و پرستش است همانگونه كه مي دانيد جشن هاي ايران باستان سه دسته اند 1)جشن هاي ماهيانه 2)جشن هاي ساليانه 3)جشن هاي متفرقه جشن خوردادگان يكي از جشن هاي ماهيانه اي است كه در روز چهارم خورداد ماه برگزار مي شود(خرداد روز< روزششم ماه >). از چگونگي برگزاري اين جشن در دوران باستان آگاهي دقيقي در دست نيست؛ اما چون خورداد به معناي رسايي و تندرستي است و در جهان مادي نگهبان آب است مي توان پنداشت كه نياكان ما در اين روز به كنار چشمه ها ، رودها و يا درياها رفته و به پرستش اهورامزدا مي پرداخته اند واژه اوستايي خورداد، هئوروتات است كه در زبان سانسكريت در ودا بصورت سئوروتات آمده و به معني رسايي و تندرستي است . اهورامزدا از سرچشمه بخشايندگي خويش اين فروزه را به واسطه امشاسپند هئوروتات به آفريدگان خود بخشيده تا هر پديده اي رسا گردد و رسايي و تندرستي نه تنها ويژه اين جهان است ، بلكه رسايي مينوي و تندرستي روح و روان ، هدف والاي جهانيان است اهورامزدا مي خواهد كه همگان به ياري امشاسپند هئوروتات از اين بخشايش مينوي و مهرباني حقيقي برخوردار گشته و هركس بتواند با نيروي رسايي و پرورش و افزايش آن در وجود خويش، داراي مقام رسايي و كمال بي زوال گردد بر گرفته از www.yataahoo.com جشن اردی بهشتگان در اردی بهشت روز از اردی بهشت ماه است که نام روز و ماه با هم برابر افتاده است .مطابق گاهنمای قديم که هر ماه سی روز بوده اين جشن در سوم اردی بهشت می باشد ولی مطابق تقويم کنونی که شش ماه اول سال را ۳۱ روز حساب کرده و يک روز به فروردين ماه افزوده اند جشن ارديبهشتگان در دوم ارديبهشت واقع می شود . در اين جشن شهرياران بار عام می دادند و موبد موبدان آيينی را که مرسوم بوده در حضور پادشاه برگزار می کرد و همه را اندرز می گفت.سران هر گروه به پادشاه معرفی می شدند و هنرمندان مورد مرحمت واقع می گرديدند و بدريافت پاداش افتخار حاصل می کردند .اين روز به فرشته مقدس ارديبهشت تعلق دارد که مظهر پاکی و راستی و درستی و نماينده آيين ايزدی و نگهبانی آتشها با اوست .معمولا بايد در اين روز ارديبهشت يشت خوانده شود و به آتش توجه گردد .و به خاطر مقام و مرتبه ارديبهشت امشاسپند اين جشن به نام اوست و نظر به همان صفات و کمالات است که ايرانيان قديم اين روز را جشن می گرفتند و خود را برای قبول صفات اين فرشته مقدس آماده می ساختند .جشن ارديبهشت گان همان عيد گل است که در ميان ساير ملتها با تجليل فراوان بر پا می شود .ابوريحان در باره اين جشن می نويسد: ((ارديبهشت ماه؛روز سوم آن اردی بهشت است و آن عيدی است که ارديبهشتگان نام دارد برای اينکه هر دو نام با هم متفق شده.اردی بهشت به معنی بهترين راستی است ؛بعضی گفته اند بمعنای منتهای خير و خوبی است . ارديبهشت فرشته آتش و نور است و اين دو با او مناسبت دارد و خداوند او را به اين کار موکل کرده و نيز ماموريت داده است علل و امراض را بياری ادويه و اغذيه زائل کندو صدق را از کذب و حق را از باطل تميز دهد .))اينکه ابوريحان فرشته ارديبهشت را تميز دهنده راست و دروغ و حق و باطل تشخيص داده برای اينست که اين فرشته همانطور که گفته شد نماينده راستی و درستی است . بنابراين هر کس از او پيروی نمايد معلوم می شود در راه راست و حق است و هر کس از او دوری کند و از صفات او بی بهره باشد مسلم است که در راه باطل دروغ است. درود و صد درود بر ايران و ايراني ياران ايراني اين سرور ايراني رابه همه ي ميهن دوستان تبريك ميگويم.هرچند در ايران جشن مهرگان آنچنان جدي گرفته نمي شود وروز 16 مهر رنگ و بوي آنچناني ندارد اما بياييد امسال براي ثابت كردن به تازيان به ظاهر ايراني جشني بر پا كنيم كه آوازه ي آن به گوش همه دنيا برسد. بياييد ثابت كنيم كه حتي اگر اعياد عربي (عيد فطر- قربان)را ده روز هم تعطيل اعلام كنند باز هم جشنهاي ايراني در جايگاه والا تري قرار دارند . با اميد داشتن ايراني آزاد و سراسر جشن و سرور(ايراندخت ايراني) جشن مهرگان جشن مهرگان متعلق به فرشته بزرگ مهر است و برابر با مهرروز (شانزدهم مهر) است و مطابق گاهنمای کنونی دهم مهر می باشد این جشن فرخنده و زیبا در گذشته میان ایرانیان مقامی بسیار ارجمند در حد نوروز داشت و همانگونه که ایرانیان نوروز را بواسطه پایان سرما و آغاز بهار جشن می گیرندمهرگانرا نیزدر نیمه سال و با پایان فصل گرما و شروع سرما جشن می گرفتند آداب و رسوم آن بسیار شبیه به نوروز است و همانطور که نوروز را به پادشاه افسانه ای ایران جمشید نسبت می دهند مهرگانرا نیز به فتح و پیروزی فریدون دیگر قهرمان ایرانی بر ضحاک نسبت داده می شود ولی در حالت کلی چون ایزد مهر نزد کلیه اقوام آریایی سابقه ای دیرین دارد و قدیمیترین آیین آریاییان می باشد نزد هر دو دسته ایرانیان و هندوان در یک روز گرامی داشته می شود و مهردر زبان سانسکریت هم بمعنی دوستی است و در وید کتاب مذهبی برهمنان مانند اوستا ایزد روشنایی و فروغ می باشد و زرتشتیان بپرستشگاه خویش درب مهر گویند هر دو جشن مهرگان و نوروز از آثار درخشان و جاودان ایران زمین هستند و برماست که این دو میراث گرانقدر نیاکانمان را همچون دو گنجینه گرانبها سینه به سینه و نسل به نسل انتقال دهیم چرا که هویت و پهنای مرز ایران زمین را این دو جشن به وضوح نشان می دهد و هر کجا نوروز و مهرگان جشن گرفته شود آنجا ایران است و هر که ایندو جشن با شکوه و زیبا را برگزار کند ایرانی. مهرگان و نوروز در کنار یکدیگر هزاران سال است که همانند دو ستون محکم و استوار پایه های استقلال و فرهنگ ایرانی را حفظ نموده اند طول مدت جشن ۶روز و از مهرروز آغاز و به رامروز ختم می شودپادشاهان تاجی به شکل خورشید که در آن دایره ای مانند چرخ چسبیده بود به سر می گذاشتند در جشن مهرگان مردی با صدای رسا ندا می داد ای فرشتگان بسوی دنیا بشتابید و جهان را از گزند اهریمنان برهانید . پادشاهان لباسهای گرانبهای ارغوانی می پوشیدند و با باده خواری در این جشن می رقصیدند موبد موبدان خوانچه ای که در آن لیمو شکر نیلوفر سیب به انار و یک خوشه انگور سفید و هفت دانه مورد گذاشته بود نزد شاه می آورد 
در فرس هخامنشي وَهو Vahu و در سانسكريت وسو Vasu خوانده ميشود در پهلوي وه Veh و در فارسي به شده است .جزء دوم منه Manah برابر است با واژه سانسکریت منس Manasکه در پهلوی منشن Menishn ودر فارسی منش شده است .منه از مصدر من Man در آمده كه دراوستا و فرس هخامنشي به معني انديشيدن و شناختن و به ياد آوردن و دريافتن است و برابر است با to mean انگليسي و Meinen آلماني در پهلوي منتين Mentain شده و در فارسي متروك است.
بنابر آنچه گذشت وهومنه Vohu-manah كه در پهلوي وهومن Vohu-man و در فارسي بهمن شده يعني بهمنش.
بهمن يكي از امشاسپندان يعني يكي از مهين فرشتگان مزديسني است كه چندين بار در اوستا به جاي وهومنه Vohu-manah وهيشتمنهVahishta-manah آمده يعني بهترين منش .
اك منه Aka-manah که به معني بدانديش است |، رقيب بهمن يا منش نيك است. اك در فرهنگ اوستايي به معني آسيب و گزند گرفته شده و به معني بد و زشت است . در نوشتههاي پهلوي چون دينکرد وبندهش بهمن نخستين آفريدة دادار است.
در اوستا دوزخ خانة دروغ ناميده شده است. بهشت هم خانة منش نيك يا بهمن خوانده شده است. و نيكوكاران در سراي بهمن (بهشت) به پاداررش ايزد ميرسند.
بهمن در جهان مينوي نمايندة منش نيك اهورامزداست و در جهان خاكي نگهباني چهارپايان سودمند به او سپرده شده است.
بنابراين يازدهمين ماه سال يعني بهمن با دومين روز همين ماه يعني روز بهمن مصادف است با يكي از جشنهاي بسيار بزرگ ايران باستان به نام جشن بهمنگان یا بهمنجه كه سال ها پس از استيلاي عرب مانند مهرگان و فروردينگان جشن گرفته ميشد. 
عثمان مختاري در سدة ششم هجري گفته:
بهمنجه است خيز و ميآراي چراغ ري
تا برچينم گوهر شادي زگنج مي
اين يك دومه سپاه طرب را مدد كنیم
تا بگذرد ز صحراي فوج سپاه دي
ابوريحان بيروني در التفهيم دربارة بهمنجه نوشته است :
« بهمن روز است از بهمن ماه و بدين روزبهمن سفيد شير خالص پاك خورند و گويند كه حفظ فزايد و مردم را فرمشتي ببرد و اما به خراسان مهماني كنند و بردیگي كه اندرو از هر دانة خوردني كنند و گوشت هر حيواني كه حلال اند و آنچه اندر آن وقت بدان بقعت يافته شود از تره و نبات. »
اسدي طوسي در لغت فرس نوشته « بهمنجه» جشني است كه دومين روز از بهمن ماه كنند و طعامها سازند و بهمن سرخ و زرد بر سر كاسهها نهند و ماهي و تره و ماست آرند.
فرخي گويد :
فرخش باد و خداوندش فرخنده كناد عید فرخنده و بهمنجه وبهمن ماه
چنان كه ديده ميشود گياهي هم به نام امشاسپند بهمن خوانده ميشود كه در بهمن ماه يا زمستان باز مي شود و در پزشكي اين گياه معروف است درتحفة حكيم مؤمن و بحرالجواهر : بيخي سفيد يا سرخ رنگ مانند زردك و خوشبو با اندك صلابت و كجي و خارناك تعريف شده است.
همين گياه است كه در فرانسه Behen خوانده شده است و در گذشته ريشة آن را به نام بهمن سرخ و بهمن سفيد در داروخانههاي اروپا به كار ميبردند.
برگرفته از: كتاب فرهنگ ايران باستان استاد ابراهيم پورداوود 

چه مي دا نست كه اهرمن گفتار او را به طور واژگون به كار خواهد بست و اين بود كه اهرمن شروع كرد و كيومرث را از سر مشغول خوردن شد تا آنجا كه به جايگاه تخمدان و ظروف مني در پشت او رسيد كه دو قطره مني از پشت كيومرث به زمين ريخت و ريباس از آن روييد و مشي و مشيانه ، كه به منزله ي آدم و حوا هستند ، از ميان اين بوته ريباس متولد شدند . ] و هوشنگ اهرمن دروغ را براي مدت سي سال اسبِ سواری خود كرد ، روز ششم فروردين بود كه مهر و مهرباني از زمين فراز رستند و جم به جهان ، جواني بي پايان بخشيد و برای مردگان استودان ها ساخت . در اين فريدن جهان را تقسيم كرد . 
مجموعه ي آيين هاي نوروزي از « جشن سوري » ( چهارشنبه سوري ) آغاز مي شود و با آيين سيزده بدر نوروز به سر انجام خود مي رسد.jpg)
۱. شب بيست و ششم از ماه اسفند ، يعني در نخستين شب از پنجه ي كوچك
۲. نخستين شب پنجه ي بزرگ يا پنجه ي وه كه پنج روز كبيسه است و نخستين شب و روز « جشن همسپهمديم» .
۳. ديدگاه سوم ، شب پايانی سال است كه ارجمندترين روز « جشن همسپهمديم» و جشن آفرينش انسان است . 
ديدگاه مردم ايران نسبت به آتش و تقدس آن؛ 1
ســيــاوش ســيــه را بــه تــنــدي بــتـــاخـــت
نــشــد تــنــگ دل جــنــگ آتــش بــســاخـــت
ز هــرســو زبــانــه هــمــي بـــركـــشـــيـــد
كــســي خـــود و اســـپ ســـيـــاوش نـــديـــد
آتش انبوهي بوده و سياوش هم تيز از آن گذشته است؛ و مي دانيم كه گامهاي اسب ريخت پرش دارد؛ پس سياوش به آرامي ونرمي از آتش نگذشته است.
گويند موبد آذرپاد مهر اسپندان، كه اندرزنامه اش
از كم شمار نبشته هاي بجاي مانده از زمانه ئ پيش
از چيرگي تازي است، گويا خودش براي
اثبات حقانيت خود ، از آتش گذشته و يا سينه ئ
خود را سوزانيده بوده است ( مانند داستان سياوش)
و اين چهارشنبه سوري هم به احتمال زياد گونه اي
آزمون آتش، يادگار آزمون آتش در آيين كهن ايران است.
برخي از آيين های جشن سوري
بوته افروزي ، آب پاشي و آب بازي ، فالگوش نشيني ، قاشق زني ، كوزه شكني ، فال كوزه ، آش چهارشنبه سوري ، آجيل مشگل گشا ، شال اندازي ، شير سنگی

سپندارمزد نگهبان زمین است و از آنجا که زمین مانند زنان در زندگی انسان نقش باروری و باردهی دارد جشن اسفندگان برای گرامی داشت زنان نیکوکار برگزار میگردد . ایرانیان از دیر باز این روز را روز زن و روز مادر و در حالت کلی این روز را روز عشاق می نامیدند

ایرانیان زندگیتان سراسر جشن و سرور باد
اسطوره جشن تيرگان

ادامه مطلب





