وطن یعنی همینجا یعنی ایران
این چه جهانیست؟ این چه بهشتیست؟ این چه جهانیست که نوشیدن( می) نا رواست؟ این چه بهشتیست در آن خوردن گندم خطاست؟ آی رفیق این ره انصاف نیست این جفاست... راست بگو ، راست بگو ، راست فردوس برینت کجاست؟ راستی آنجا هم ... راستی آنجا هم ، هر کس و نا کس خداست؟ راست بگو ، راست بگو ، راست فردوس برینت کجاست؟ بر همه گویند که هوشیار باش ... بر در فردوس نشیند کسی ... تا که به درگاه قیامت رسی... از توبپرسند که در راه عشق ، پیرو زرتشت بُدی یا مسیح دوزخ ما چشم به راه شماست راست بگو راست بگو راست آنجا نیز... باز همین ماجراست...؟ راست بگو ، راست بگو ، راست فردوس برینت کجاست؟ این همه تکرار مکن ای همای... کفر نگو ، شکوه نکن بر خدای... پا از این در که نهادی برون... در غل و زنجیر برندت بهشت... بهشت همان نا کجاست... بهشت همان نا کجاست... وای به حالت هُمای وای به حالت... این سر سنگین تو از تن جداست نه ، نه ، نه ، نه ، توبه کنم باز حق با شماست... نه ، نه ، نه ، نه ، توبه کنم باز حق با شماست... نه ، نه ، نه ، نه ، توبه کنم باز حق با شماست... نه ، نه ، نه ، نه ، توبه کنم باز حق با شماست... (پرواز همای/گروه مستان/ملاقات با دوزخیان)




