تبليغاتX
وطن یعنی همینجا یعنی ایران

وطن یعنی همینجا یعنی ایران

درود و صد درود

درودی دوباره به همه ی دوستان ، مدتی است که وبلاگم را به روز نکردم و خیلی کم به اینترنت می آیم تا جایی که همانطور که بعضی از شما دوستان هم فهمیده بودید وبلاگ خراب شده بود و بالا نمی آمد و خودم نفهمیده بودم.

در هر حال امروز آمدم با دست پر.

 

پس از ۳۰ سال تلاش، دانشنامه ايرانيكا به نيمه راه خود رسيد.

 

پروفسور احسان یار شاطر 

دانشنامه ی ایرانیکا کامل ترین دانشنامه ی ایرانی است که به همت استاد بزرگ احسان یار شاطر و همکاران وی گرد آوری شده و تا کنون یازده جلد از آن به اتمام رسیده و جلد دوازدهم آن در دست تهیه است.

از دیگر کارهای استاد یار شاطرمیتوان به ترجمه ی تاریخ طبری از فارسی به انگلیسی اشاره کرد

http://www.iranica.com آدرس سایت دانشنامه ی ایرانیکا

http://www.perlit.sailorsite.net/yarshater و آدرس سایت دکتر یارشاطر

میباشد.

 

مطلب را به طور کامل در ادامه ی مطلب میتوانید مشاهده کنید.

 

در ادامه ی مطلب مشاهده میکنید:

مقدمه

دانشنامه ايرانيكا چیست

iranica.com

احسان يارشاطر  بنیانگذار طرح دانشنامه

طرح دانشنامه ایرانیکا

طرح ایرانیکا تا امروز

پشتیبان مالی و همکاران طرح ایرانیکا

يارشاطر و گروه ده بعلاوه یک

ترجمه دانشنامه ایرانیکا در ایران به زبان فارسی

 

برگرفته از: ميراث خبر

برای استاد یارشاطر و همکاران و دست اندرکاران دانشنامه بهترینها را آرزومندم
ادامه مطلب
+ نوشته شده در  ساعت   توسط ایراندخت  | 

درود فراوان 

خلیج پارسی همواره زنده می ماند تا ایران جوانانی همانند پندار یوسفی دارد

10 اردیبهشت  روز ملی خلیج فارس گرامی

 

 

 

جوان 26 ساله ای به نام پندار یوسفی به واسطه ی نبوغ و دانشش مشکلی را در سایت گوگل ایجاد کرده که موسسه ی   National Geography را با مشکلات فراوانی مواجه کرده است.

برای پی بردن به شاهکار این فرد ایرانی و همچنین کمک به تداوم هدفی که او و همه ی ایرانیان دارند عبارت  "Arabian gulf" را در سایت گوگل جستجو کنید و 3 لینک اول پیدا شده را باز کنید. شما با پیامی رو به رو خواهید شد که شما را وادار می کند عبارت "persian gulf" را جستجو کنید و برای همیشه واژه ی ساختگی Arabian gulf را به قبرستان تاریخ بسپارید.

انجام این کار از سوی شما این 3 لینک را همیشه در صدر سایت های جستجو در گوگل قرار خواهد داد.

 

 

 

با سپاس فراوان از ارمغان  گرامی که این مطلب را در اختیارمن نهاد

با آرزوی داشتن ایرانی آزاد به دور از دخالتهای تازی

 

 

 

 

 

+ نوشته شده در  ساعت   توسط ایراندخت  | 

درود

هموطنان گرامی جشن فروردگان خجسته.

 

جشن  فروردينگان ( فرودگ )

 

نوزدهمین روز از ماه فروردین ، (فروردین) نام دارد و به همین جهت در روز 19 فروردین جشن فروردگان برگزار میشود.

جشن فروردگان مخصوص فروهر در گذشتگان بوده  و برای  ياد بود آنهاست .  اين مراسم اكنون  بوسيله  زرتشتيان ايران و هندوستان برگزار مي شود . در اين روز زرتشتيان برای شادی  روان  در گذشتگان به آرامگاه  رفته و خواستار آرامش و  شادی درگذشتگان مي شدند ( اين جشن  هنوز هم در ايران پا برجاست ) .  در خانواده هاي پارسي براي جشن فروردين خانه را تميز و ديوارها را سفيد مي كنند و اگر بتوانند همه  اطاقهای  خانه را سفيد مي كنند .

حتماً  اطاقي را كه در آن مراسم نوروزی بر پا مي شود ، پاک مي كنند و مي آرايند وبر روی ميزی كوزه آب و گلدان و ظرفي از آتش مي گذارند و آتش را با چوب معطر (صندل ) و چوبهاي خوشبوديگر نيرو مي دهند و هر كس مي بايستي  با دست  خود چوب بر آتش بگذارد و نام درگذشتگان خانواده خويش  را بر شمارد .  گاهي برای هر يك از كساني كه بتازگی درگذشته باشند يك گلدان گل در اطاق مخصوص فروردين مي گذاشتند.

+ نوشته شده در  ساعت   توسط ایراندخت  | 

درود

نوروز خردادی برتمامی ایرانیان گرامی باد

به امید روزی که نامردمیها از بین رود و ایرانی سراسر عدالت ، شادی ،سرور داشته باشیم.

نوروز خجسته(ایراندخت ایرانی)

 

 

 

نوروز خردادی  يا  نوروز بزرگ

زادروز اشوزرتشت ( پيامبر بزرگ ايرانی )

 

يكي از بزرگترين روزهای ماه سراسر جشن و سرور فروردين ، خرداد روز ( روز ششم ) زاد روز سنتي اشوزرتشت است . با اينكه در اين دهه های گذشته بيشتر دانشمندان و باستان كاوان بر اين باورند ، كه اشوزرتشت در حدود 600  سال پيش از ميلاد مسيح هنوز زمان زندگي و برخاستن اين پيامبر باستاني به درستي روشن نيست و به آساني نمي توان سخن از زاد روز او به ميان آورد .

با اين همه  بنا بر باور زرتشتيان  و بنا بر نوشته های  پهلوی ،  اشوزرتشت  روز ششم فروردين (خرداد روز ) ديده به جهان  گشوده است .  هنوز روشن نيست كه  به سبب ارزش ويژه  خرداد روز ،  زاد روز اشوزرتشت به اين روز افتاده است يا  به خاطر روز تولد پيامبر ، بسياری از اين رويدادهای افسانه ای در اين روز رخ داده اند، با اين همه درست است كه بهای اين روز را به پای چشم گشايي پيامبر نوشت .

در متن  پهلوی  « ماه فروردين ، روز خرداد »  اورمزد  در پاسخ  زرتشت ، كه چرا مردمان  خرداد روز فروردين را از ديگر روزها گرامي تر مي دارند ، مي گويد  زيرا به خرداد روز فروردين به جهانيان جان دادم و در اين روز ايران و انيران پديد آمدند .

كيومرث و هوشنگ اندر جهان به پيدايي آمدند و در همين روز كيومرث « ارزور » را  بكشت  [ اهرمن را پسری بود به نام خزوره  ( ارزور)  و اين پسر به  فكر كشتن كيومرث شد وكيومرث او را بكشت . اهرمن كيومرث را به زمين زد و اهرمن بر روی او افتاد . سپس از كيومرث پرسيد مي خواهم تو را بخورم ، از كجاي تو آغاز كنم ؟ كيومرث گفت : از پاي من شروع كن ، تا آن كه مدتي كم  به حسن و خوبي جهان نظر نمايم . 
 چه مي دا نست كه اهرمن گفتار او را به طور واژگون به كار خواهد بست و اين بود كه اهرمن  شروع كرد و كيومرث را  از سر مشغول خوردن شد تا آنجا كه به جايگاه تخمدان و ظروف مني در پشت او رسيد كه دو قطره مني از پشت كيومرث به زمين ريخت و ريباس از آن روييد و مشي و مشيانه ، كه به منزله ي آدم و حوا هستند ، از ميان اين بوته  ريباس متولد شدند . ]  و هوشنگ  اهرمن دروغ  را براي مدت سي  سال اسبِ سواری خود كرد ، روز ششم فروردين بود كه مهر و مهرباني از زمين فراز رستند و جم به جهان ، جواني  بي پايان  بخشيد و برای مردگان استودان ها ساخت . در اين فريدن جهان را تقسيم كرد . 

روم به سلم داد و  تركستان به تور و  ايرانشهر به ايرج . روز ششم فروردين سمبل  نامردمي ،  به دست  مردميان  كشته مي شود  از آن جمله  اژدهاك به  دست سام نريمان و افراسياب توراني به دست  كيخسرو سياوشان . و در اين روز كيخسرو با شكوه تمام به گروثمان ( بهشت ) شد و  در اين روز منوچهر و  آرش شيواتير بخشي از ايران زمين را كه به تصرف افراسياب در آمده بود ، از او باز ستاندند و بر پايه ي دلاوری افسانه ای آرش يكي از زيباترين افسانه های ايران باستان پرداخته شد .

ديگر از تقدس اين روز، اين كه در خرداد روز فروردين اشوزرتشت معراج كرد و به همپرسگي  اورمزد رسيد . در اين روز  اشوزرتشت  فرمان پيامبري گرفت  و در اين روز  پشتيبان بزرگ او ، گشتاسب ، آيين او را پذيرفت .

جالب توجه است كه در آيين مزديسنايي رويداد بسياری از خوشايندها نيز براي خرداد روز ماه فروردين پيش بيني شده است . در اين روز 18 چيز به 18 سال به       « خسرو  هرمزدان » مي رسد يعني 18 رويداد مثبت كه هر كدام از ديدگاه جهان بيني مزديسنايي برآيندي ويژه دارد .

به  اين  ترتيب مي بينيم ،  كه روز ششم  فروردين ،  براي  ايرانيان  باستان و  زرتشتيان از ارزش ويژه اي برخوردار است و بيهوده نيست كه اين روز را پس از پنجه  نخست فروردين ، نوروز بزرگ خوانده اند .

                                      

+ نوشته شده در  ساعت   توسط ایراندخت  | 

                                                                      

درود و صد درود

بهارتان پیشاپیش خجسته باد

امیدوارم که این نوروز باستانی را با شکوه هرچه تمام تر برگزار کنید و این سال سالی پربار و سراسر خوبی و شادی  و به دور از بیماری و بدی  و ... باشد

این مطلب  آخرین پست  در سال 1386 است و ببخشید که نتوانستم مطلبی بنویسم. امروزمشغول تخم مرغ رنگ کردن بودم و بعد هم رفتم شاهین شهر که خاله ی عزیزم که امروز از الیگودرز اومده بود را ببینم.

دیگه ببخشید

باز هم براتون آرزوی سالی خوب و خوش و خرم را از خداوند خواستارم

بهاری باشد (ایراندخت ایرانی)

+ نوشته شده در  ساعت   توسط ایراندخت  | 

جشن سوری شاد باد

 

از جمله جشن هاي آريايي ، جشن هاي آتش است . امروزه تنها « جشن سوري » ، معروف به « چهارشنبه سوري » و نيز « جشن سده » برايمان به يادگار مانده است و در باره جشن هاي فراموش شده ي آتش ، به « آذرگان » در نهم آذر ماه و « شهريورگان » يا « آذر جشن » مي توان اشاره داشت . آتش نزد ايرانيان نماد روشني ، پاكي ، طراوت ، سازندگي ، زندگي ، تندرستی و در پايان بارزترين نماد خداوند در روي زمين است .
مجموعه ي آيين هاي نوروزي از
« جشن سوري » ( چهارشنبه سوري ) آغاز مي شود و با آيين سيزده بدر نوروز به سر انجام خود مي رسد

                              

بر پايه ي پژوهش هاي انجام شده ، زمان باستاني « جشن سوري» را مي توان در اين سه گاه باز جست :
۱. شب بيست و ششم از ماه اسفند ، يعني در نخستين شب از پنجه ي كوچك
۲. نخستين شب پنجه ي بزرگ يا پنجه ي وه كه پنج روز كبيسه است و نخستين شب و روز « جشن همسپهمديم» .
۳. ديدگاه سوم ، شب پايانی سال است كه ارجمندترين روز « جشن همسپهمديم» و جشن آفرينش انسان است .

 

 

 

 

واژه « سوري » پارسي به چم(معني) « سرخ » مي باشد و چنان كه پيداست ، به آتش اشاره دارد . البته « سور » در مفهوم « ميهماني » هم در فارسي به كار رفته است. بر پا داشتن آتش در اين روز نيز گونه ای گرم كردن جهان و زودودن سرما و پژمردگي و بدي از تن بوده است . چگونگي اين جشن ، همساني و مانندگي هاي فراواني به جشن سده دارد .
ديدگاه مردم ايران نسبت به آتش و تقدس آن؛ 1

1)يكي از جنبه هاي تقدس آتش پاك نمودن بيماريها و دور كردن ارواح خبيثه (به تعبير آن دوران) بوده است؛

 

2) فردوسي مي گويد:
ســيــاوش ســيــه را بــه تــنــدي بــتـــاخـــت
نــشــد تــنــگ دل جــنــگ آتــش بــســاخـــت
ز هــرســو زبــانــه هــمــي بـــركـــشـــيـــد
كــســي خـــود و اســـپ ســـيـــاوش نـــديـــد

 آتش انبوهي بوده و سياوش هم تيز از آن گذشته است؛ و مي دانيم كه گامهاي اسب ريخت پرش دارد؛ پس سياوش به آرامي ونرمي از آتش نگذشته است.
گويند موبد آذرپاد مهر اسپندان، كه اندرزنامه اش
از كم شمار نبشته هاي بجاي مانده از زمانه ئ پيش
از چيرگي تازي است، گويا خودش براي
اثبات حقانيت خود ، از آتش گذشته و يا سينه ئ
خود را سوزانيده بوده است ( مانند داستان سياوش)
و اين چهارشنبه سوري هم به احتمال زياد گونه اي
آزمون آتش، يادگار آزمون آتش در آيين كهن ايران است.
برخي از آيين های جشن سوري
بوته افروزي ، آب پاشي و آب بازي ، فالگوش نشيني ، قاشق زني ، كوزه شكني ، فال كوزه ، آش چهارشنبه سوري ، آجيل مشگل گشا ، شال اندازي ، شير سنگی

 

 

 

+ نوشته شده در  ساعت   توسط ایراندخت  | 

 

<< نوروز و قاجارها >>

 

مالکوم نخستین فرستاده ی حکومت انگلیسی هندوستان به ایران بود . وی دو بار به ایران آمد و اندوخته های خود را در کتابی ارزشمند به نام (تاریخ ایران) گرد آورد.وی در این کتاب بخشی نوروزی دارد که آداب ایرانیان را در آن زمان بیان کرده است :

* دوران فتحعلی شاه  *

 

رسم در ایران این است که به جهت اجرای مراسم نوروز پادشاه از شهر بیرون میرود و از وزرا و امرا و اعیان سپاه نیز هر قدر حضور دارند مستلزم رکاب میشوند.

سراپرده ی پادشاهی را در فضای گسترده برپا میکنند و تخت پادشاه را در آن مینهند. در اول تحویل سال پیشکش های حکام بلاد و مالیات ولایات را میگذرانند و تا چند روز به عیش و عشرت میگذرانند. از جمله اسباب نشاط این ایام اسب دوانی است و اسبان پادشاه غالبا" بر سایر اسبان غالب می آیند و پادشاه چابک سواران را با انعام و احسان شاهانه مفتخر و مشکور می سازد...

پادشاه جمیع امرای درخانه (دربار) را به تشریفات شاهانه و خلاع ملوکانه مباهی و مفتخر میسازد و هریک از امرا نیز خدمتکاران خود را علی قدر مراتبهم به جایزه و انعام خرسند و خشنود میگردانند.

در جمیع اطراف مملکت این عید را میگیرند و غالبا" تا یک هفته طول می کشد اما اصل روز اول است. در این روز جمیع طبقات ناس(مردم) لباس نو میپوشند و با یکدیگر معانقه و مصاحفه میکنند و در خانه ها شیرینی میدهند...

یکی از مخصوصات سلاطین ایران این است که همیشه باید یک دسته مغنی و مطرب داشته باشند و در اعیاد و ایامی که در لشکر می باشند لوای مخصوص  برپا کنند.

                                    

 

 

 

(( تاریخ ایران ، جان مالکوم ، برگردان میرزا اسماعیل حیرت ، دوهفته نامه امرداد ))

+ نوشته شده در  ساعت   توسط ایراندخت  | 

 

 

* درسينه من راز نهان، نوروز است *
* اين آن پر از ترانه نوروز است *
* انگشت بر اين در بنواز آنگه بين *
* چه معجزه‌ها در پس اين نوروز است *

 

نوروز،‌ خود بزرگ آييني است كه از خرده آيين‌ها تشكيل مي شود، كه همگي آنان جاي پژوهش و ثبت و دسته بندي و گردآوري دارد، آيين‌هايي چون: حكومت زنان (مزدگيران) ، حكومت ميرنوروزي ، همياري نوروزي، جشن مردگان ، روز نابر ، روز پرهيز ، روز دروغ گفتن، جشن گاه (عيدگاه) نوروزي ، مسابقات نوروزي ، رقص‌ها و بازي‌هاي نوروزي در دو گروه جوانان و نوجوانان و ميانسالان و سالخوردگان ، روز كوچ نمايش دادن با حيوانات ، جنگ انداختن حيوانات ، پخت و پز نوروزي ، نامگذاري نوروزي موسيقي‌ها، آوازها و ترانه‌هاي نوروزي في البداهه ، مهمان نوازي نوروزي و ... بسياري ديگر از خرده آيين‌ها كه اهميت نوروز را به خوبي نشان مي دهد.

موسیقی در نوروز

 

ادواتي كه در موسيقي نوروز در ايران در مناطق و نواحي ايران در محدوده اقوام، طوايف و عشاير كاربرد دارند عبارتند از: سرنا، دوني (دوزله و قمشه هم مي گويند)، زل، كرنا، انواع دهل دستي و كوبه، كوس و نقاره، دايره، زنگ و زنگوله، تشت مسي، كوزه سفالين، لاوك (تشت چوبي)، قاشق و كاسه،‌ دوتار، قوپوز (ساز عاشيقي)، بالابان، تنبك فلزي، ني، ني لبك، زنبورك، تمبوين (دايره زنگي)، تمبورك، قيچك، دونلي، دوتار، تنبو،‌ رباب و كمانچه.
موسيقي نوروز در ايران در بخش بندي اجتماعي به دو دسته تقسيم مي شود:
الف: موسيقي شهري كه از دربار اميران و شاهان و حاكمان به عنوان موسيقي رسمي با نام موسيقي اصيل ايراني (سنتي) رواج داشته و دارد.
ب: ‌موسيقي غيرشهري ويژه مناطق و نواحي ايران که بر اساس ويژگي‌هاي اقوام و عشاير شکل گرفته است.
در موسيقي نوروز سه شيوه اجرايي وجود دارد:
1- تك خواني
2- آوازهاي ضدآوايي (آنتي فونيك) دو نفره
3- آوازها و ترانه‌هاي جمعي

 

 

 

 شب‌هاي نوروز در ايران حكايات زيبايي در خود داشت و مراسمي ويژه كه باز از نوعي خنياگري موسيقايي غير حرفه‌اي بهره مي‌برد. مانند قاشق‌زني در شب چهارشنبه‌سوري، يا شال‌اندازي از بام بر داخل خانه‌ها، يا مناجات سر سال كه نيمه شب‌ها انجام مي‌شد.
از موسيقي ويژه نوروز در بخش موسيقي شهري به نوروز صبا، نوروزخارا، نوروز بزرگ، نوروز عجم، نوروز عرب، نوروز كوچك، خجسته و چكاوك مي‌توان اشاره كرد.

 

 

 

 

+ نوشته شده در  ساعت   توسط ایراندخت  | 

درود

علیمردان خان بختیاری از کسانی است که برای آزادی ایران گامی مهم برداشته است. خواستیم که در آستانه ی سال نو و همچنین سالگرد فوت ایشان از وی یادی کرده باشیم وامیدوارم که یاد علیمردان خان و دلیر مردانی همچون او همواره زنده بماند

با آرزوی ایرانی آزاد 

علیمردان خان فرزند علیقلی خان چهارلنگ و بی بی مریم (سردار مریم بختیاری) است.پدرش در اثر توطئه های فامیلی به قتل رسید و وی کودکیش را نزد دایی های خود علیقلی خان سردار اسعد و خسروخان سردار ظفر گذراند...

                             

 

پس از شهادت این دلیر مرد بختیاری شعرا رثای او مرثیه ها سرودند و آهنگسازان ترانه شیرعلیمردان را ساختند:

 

مو لُرِ بَلیط خوروم هف سال چوپونُم          گَر زَنیم وِ قِرقِره مو مشقِ ندونم

معنی: من لری هستم که نان بلوط میخورم و هفت سال است که چوپان هستم اگر مرا به قرقره جوخه اعدام ببری مشقم  را نمی دانم .

 

شُمشیر علیمردون طلای بی غش            زِ زمین بِرچ اِزَنه وِ آسمون تَش

معنی: شمشیر علیمردان طلای خالص است و در زمین برق می زند و در آسمان آتش .

بی عروس تو کِل بزن تا مو کُنُم جنگ          شُمشیرُم وِ گِل زَنُم سی ایل چارلنگ

معنی: ای عروس خانوم تو گریله بزن تا من جنگ کنم شمشیرم را به گل زنم برای ایل چهارلنگ.

(مطلب کامل را در ادامه مطلب بخوانید)

                                                       

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  ساعت   توسط ایراندخت  | 

 

از مشهورترین ترانه های شادی و سرور تراننه ها و اشعاری ات که در آستانه فرا رسیدن نوروز میخوانند.

خوانندگان این ترانه ها را که امروز اصطلاحا" حاجی فیروز میگویند ، در دهه ها اخیر ( آتش افروز) می خواندند.

حاجی فیروزها امروز این مراسم را ساده برپا می کنند اما در گذشته کار آتش افروزها با تشریفات بیشتری همراه بوده است.

صادق هدایت در نیرنگستان ،ذیل جشن پیش از نوروز ، آتش افروز را گروهی سه نفری ضبط کرده که : رخت رنگ به رنگ میپوشند، به کلاه دراز و لباسشان زنگوله آویزان میکنند و به روی خود صورتک می زنند.

یکی از آنها دو تخته به هم میزند و اشعاری میخواند:

آتش افروز آمده

سالی یک روز آمده

آتش افروز صغیرم

سالی یک روز فقیرم

روده پوده آمده

هر چی نبوده آمده

و دیگری می رقصد و بازی در می آورد.

در این وقت میمون باز، بند باز ، لوطی، خرس به رقص و غیره کارشان رواج دارد و ترانه های ذیل خوانده میشود:

 

*فلفلی مرده؟ نمرده

چشاش که وازه

تخم گرازه

 

*نون خورده و جون نداره

دستش استخون نداره

میل پشت بون نداره

 

*امان از آش رشته

بابام بزغاله کشته

ننم سرکار آشه

دایی م قاشق تراشه

خالم میخوره ....

 

*دختر، یه دندونه

سوار پوس هندونه

هندونه یورغه میره

درخونه ی داروغه میره

داروغه جون عرضی دارم

دل پر دردی دارم

شوورم زن کرده

پشتشو بر من کرده

یه نون ازم کم کرده

این یه دونه نون پرپری

من بخورم یا اکبری؟؟؟

 

 

آیا میدانستید چرا لباس حاجی فیروز قرمز رنگ و صورتش سیاه است؟

 

مرحوم مهرداد بهار حدس زده بود كه سياهي صورت حاجي فيروز بايد مربوط به بازگشت او از دنياي مردگان باشد. ظاهرا داستان از اين قرار است كه “ايشتر” كه همان الهه تموز است شاه –دوموزي- را برمي گزيند. يك روز الهه به زيرزمين مي رود و با ورود الهه به زيرزمين، در روي زمين باروري متوقف ميشود. نه ديگر درختي سبز مي شود و نه ديگر گياهي هست. خدايان كه از ايستايي جهان ناراحت بودند، براي پيدا كردن راه حل جلسه ميكنند و قرار ميشود كه نيمي از سال را «دوموزي» به زير زمين برود و نيم ديگر سال را خواهر دوموزي كه «گشتي ننه» نام دارد، به جاي برادر به زيرزمين برود. وقتي دوموزي به روي زمين مي آيد، بهار ميشود و تمام مراسم نوروز هم ظاهرا و احتمالا به دليل آمدن اوست. وقتي دوموزي را به زيرزمين ميفرستند، لباس قرمز تنش ميكنند و دايره، دنبك، ساز و ني لبك دستش مي دهند و اين يعني خود حاجي فيروز. صورت سياهش هم مربوط به بازگشت از دنياي مردگان است و اين شادماني ها براي بازگشت دوموزي از زيرزمين است.

+ نوشته شده در  ساعت   توسط ایراندخت  | 

قوم ها و ملتهای گوناگون از جمله در آذربایگان،افغانستان،تاجیکستان ، ترکمنستان ، قرقیزستان و همچنین در زنگبار واقع در افریقای شرقی که در روزگار کهن سکونتگاه ایرانیان کوچنده بوده ، نوروز را با آیینهای گوناگون ولی با هدف مشترک جشن میگیرند.

ایرانیان از ماه اسفند بر پایه ی عادت دیرینه خود دست به کار خانه تکانی میشوند و بنابر این باور که 10 روز مانده به نوروز فروهر نیاکانشان به خانه هایشان سرکشی کرده و اگر تمیز باشد از آنها خشنود شده و در درازای زندگی آنها را کمک کار هستند.ولی اگر ناپاک باشد از آنها دلخور و روی گردان. پس پیش از پنجه ی بزرگ که 20 اسفند ماه است خانه تکانی ها را تمام میکردند

+ نوشته شده در  ساعت   توسط ایراندخت  | 

 

 

*نرم نرمک می رسد اینک بهار*

 

نوروز

+ نوشته شده در  ساعت   توسط ایراندخت  | 

مهر و زرتشت

 

ظهور زرتشت و گسترش ایین او در میان ایرانیان موجب شد که از ارزش و اهمیت مهر کاسته شود. زرتشت برای آنکه مردم را از پرستش خدایان متعدد باز دارد و انها را به یکتا پرستی وادار سازد از اعتبار خدایان باستانی کاست و مردم را به ستایش تنها یک خدا (اهوره مزدا) ترغیب کرد. اما پیروان دین کهن مهری با این اندیشه مخالفت شدید ورزیدند و به مبارزه با زرتشت پرداختند تا جایی که زرتشت موفق به از بین بردن کامل آن نشد بلکه تنها با بعضی از مراسم مهر پرستان چون فدیه کردن گاو و استفاده از نوشابه ای که از اختلاط خون گاو قربانی شده و شیره ی گیاه هوم به دست می آمد و بنا به اعتقاد مهریان نیروی جاودانی به نوشنده ی آن می بخشید ، مخالفت ورزید. سپس پیروان روحانی زرتشت ،مهر را به عنوان دانا ترین ایزد در دین خود پذیرفتند و او را مظهر نیکی محسوب کردند. البته در آیین زرتشت مهر را در رده ی پایین تر از اهوره مزدا قرار دادند و او را ایزدی دانستند که از آفرینش اهوره مزدا پاسداری میکند.

حضرت زرتشت 

 

چند اصطلاح

 

مهریان برای آنکه غارها و معابد خود را روشن نگهدارند شمع می افروختند. سنت شمع روشن کردن در جاهای مقدس مانند مساجد و کلیسا ها از آیین مهر باقی مانده است. اصطلاح ( به همین سوی چراغ قسم ) نیز از آیین مهر باقی مانده است، این اصطلاح در عامه به معنای سوگند راست و بی غش و نص صریح ، یادآور هم پیمانی با مهر است، که خود روشنی بکر و بی آلایش است

 (کلاغ) نزد مردم به خوش خبری و پیام آوری معروف است ،اوست که فرمان قربانی کردن گاو را از جانب سل به مهر میرساند و این خبر نیکی بود زیرا مهر با قربانی کردن گاو به جهان زندگی می بخشد.

اصطلاح ( یار غار) نیز از آیین مهر است . مهر چون برای به جای اوردن نیایش های آیینی خود در گروه های کوچک در غارها جمع می شدند، یکدیگر را (یار غار) می خواندند. این اصطلاح از آن زمان برای ایرانیان به یادگار مانده است .

دو اصطلاح ( فلان کس شیر شده ) یا ( فلانی برای ما شیر شده )نیز از ایین مهر باقی مانده است. از مراتب هفتگانه ی مهری مرتبه ی چهارم به نام  (شیر) است و فردی که به این مقام میرسد باید از نظر نیرو و توان در میان دیگران قدرتمندترین باشد. مرتبه ی شیر، اولین مرتبه ی معنوی از مراتب آیین مهر است و آن کس که به این مرتبه رسیده باشد باید روح و جسمش تربیت شده باشد.

اصطلاح (مستی و راستی) نیز متعلق به مهر است. مهریان مردمی میخواره بودند و معتقد بودند افراد در زمان مستی از خود بی خود می شوند و عنان از دست داده و چهره واقعی خود را نشان می دهند و به راستگویی میپردازند.

 

 

 

مهر درحال قربانی کردن گاو 

 

+ نوشته شده در  ساعت   توسط ایراندخت  |